امروز سه شنبه, 19 خرداد 1405
  • lang_1_login-signup
  • صفحه اصلی
  • جستجو منابع
    • نسخه های خطی
    • کتاب های چاپ سنگی
    • اسناد
    • کتابخانه دیجیتال(قرائت خانه)
    • جستجو بر اساس موضوع
  • بخش‌های کارکردی
    • دیجیتال سازی
    • فهرست نگاری
    • چاپ نسخه همانند
    • اداره حفظ و مرمت
    • انساب و رجال
    • دانشنامه اسلامی
    • کارگاه هنر های اسلامی
  • فعالیتها
    • نمایشگاه‌ها و پروژه ها
    • دوره‌های آموزشی
    • همکاری باکتابخانه ها و مراکز اسناد
  • درباره ما
  • مجموعه‌های هنر اسلامی
    • آثار نگارگری و نقاشی
    • ابزارآلات نجوم
    • هنرهای تزیینی
    • کتابت
      • قرآن
      • شجره
      • طومار
      • نادعلی
      • صلوات
      • بسم الله
  • منتخب میراث مکتوب
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • En
  1. lang_1_home
  2. lang_1_manuscripts
  3. چهل معجزه

چهل معجزه

توسط:

شماره ميكروفيلم: 21/4       موضوع: سيره
نام كتاب: چهل معجزه = خلاصه افضل المعجزات المهدى
نام مولّف: ناشناس
نوع خط: نسخ و نستعليق برگ: 32سطر: 11زبان: عربى و فارسى
آغاز: الحمد لله رب العالمين و العاقبة للمتقين... امابعد چند معجزات آن س رور همسر پيغمبر...
توضيحات: در معجزات، خوارق و كراماتى چند مخصوص به ذات مهدى موعود به شرح زير:
معجزه -1چون مادر مهدى موعود )سيّد محمّد جونپورى( زن عابده، صالحه و شب‏زنده‏دارى بود در يكى از شب‏ها مشاهده كرد كه آفتاب از آسمان جدا شده و در گريبان او فرود آمده و تعبير آن چنين كردند كه از
بطن وى مهدى موعود ظهور خواهد كرد. -2وقتيكه در بطن مادر بود مادرش صداى غيب مى‏شنيد كه مهدى موعود آمده.
-3چون از بطن مادر جدا شد از خون و ديگر كثافات پاك و منزّه بود.
-4در هنگام تولّد هردو دست را بر شرمگاه گذاشته بود.
-5بعد از تولّد او هاتف آواز داد كه »قل جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقا«.
-6چون به سن بلوغ رسيد خواجه خضر )ع( بار امانت به خاتم ولايت سپرد.
-7بر لشكر دلپت راى كه هفتاد هزار سوار بود فتح حاصل كرد.
-8بعد از كشتن دلپت‏راى براى مدّت هفت سال در جذبه حق فرورفته بود تاكه فرمان آمد كه‏اى سيّد محمّد ترا خاتم ولايت محمّدى گردانيده‏ام.
-9از بركت پس خورده او آب شور به شيرين مبدّل گشت.
-10اگر آن حضرت چوب خشك را به دست خود در زمين نشاندى فى الحال سبز مى‏شدى.
-11بول و غايط آن خاتم ولايت هيچ وقت مرئى نشده بود.
-12او را مانند ذات پيامبر سايه نبود.
-13خوشبويى آن حضرت چنين بوده‏است هر كسى را كه به دست‏بوسى خود مشرف كردى كم و زياده از چهل روز خوشبويى آنحضرت از دست آنكس زايل نشدى.
-14هيچ بوى مكروه را با آن حضرت گذر نبودى يعنى خوشبويى آن حضرت برآن بدبويى چنان غلبه كردى كه اثر بدبويى نماندى و زايل شدى.
-15بر ذات او هرگز مگس ننشستى.
-16براى استماع كلام او ازدحام بسيار مى‏شدى.
-17آنكه او در هر جاييكه برفتى به زبان آنجا بيان قرآن ادا مى‏كرد.
-18او به كرّات و مرّات مى‏گفت كه اگر كسى را در باب مهدى بودن اين بنده شك و ترديدى باشد به كتب آسمانى چون تورات، انجيل، زبور و فرقان مراجعه نمايند و اگر من يك حرف خطا نموده‏ام مهدى
موعود نباشم.
-19بر پشت او مهر ولايت حك بود چنانچه بر پشت مبارك حضرت پيامبر مهر نبوّت حك شده‏بود.
-20موقعيكه بر اسب سوار مى‏شدى و در راه موانعى پيش آمدى به قدرت خداوندى زمين هموار شدى.
-21آنكه چهل فرسنگ قبل از آمدن او به كدام شهرى آوازه مى‏شدى كه مهدى موعود مى‏آيد و در هرطرف كه روان مى‏شدى تمام احجار و اشجار آواز مى‏دادى »هذا مهدى خليفة الله«.
-22نام، نسب و حسب هركسى را بدون پرسش از آن شخص مى‏دانستى.
-23ضمير دل هر كسى را به فرمان خداوند آشكارا مى‏كردى.
-24آنكه مى‏فرمود كه يك نظر بنده بهتر از عبادت هزار ساله است.
-25همه ماهيان، ماران، كژدمان، شيران و جمله درندگان منقاد و مطيع او بودند.
-26اگر ظالمى يا فاجرى دبدبه، شأن و شوكت بسيار داشتى چون به نزد وى مى‏آمدى منقاد و
فرمانبردار او مى‏شدى.
-27در وسط راه يا صحرايى كه مى‏گذشتى و آب نمى‏بودى به حكم الله باران مى‏باريدى و
صحرا پرآب مى‏شدى.
-28آنكه آب، آتش و شمشير بر ذات او كارگر نبودى.
-29به هر مقام و منزلى كه فرود مى‏آمدى شبانگاه گرداگرد آن حصارى برپا مى‏شدى.
-30بر سر او هميشه ابر مى‏بودى و آن ابر را كسى ديده نمى‏توانستى.
-31هر كه را مى‏خواستى هدايت مى‏بخشيدى و از ضلالت مى‏رهانيدى.
-32آنكه روزى دست خود را بر پشت شخصى گذاشت چنانچه پرده از جلو آن شخص برداشته شد و عالم غيب را مشاهده مى‏كرد.
-33روزى با اصحاب خود در كشتى نشسته بود. در وسط راه يكى از آنها آرامگاه شهباز قلندر را ديد و گفت چه خوب مى‏بود كه اگر به زيارت او مشرف مى‏شدى. چون مهدى موعود متوجه شد بر آنكس پرده از
عالم غيب دور شد و ديد كه همه اولياء الله كه در هندوستان هستند رسنهاى كشتى آن حضرت را بر كتف
خود نهاده‏اند و كشتى او را حمل مى‏كنند.
-34آنكه اصحاب او در سفر حج گفتند كه كعبة الله بر گرداگرد مهدى طواف مى‏كند.
-35موقعيكه غسل جمعه مى‏كرد هر قطره آب كه از تن او مى‏افتادى شكر خدا بجا مى‏آوردى كه ما را بر اندام مهدى مشرف كرده است.
-36موقعيكه در شهر فراه بين عصر و شام جنّيات صداى كلام او را شنيدند با او ملاقات نموده و گفتند: »هذا صار معجزات ظاهرة على ثبوت خاتم الولى كما كان ايمان الجنّ حجة لخاتم النبى صلّى الله عليه و سلّم«.
-37آنكه وفات او مانند پيامبر در روز جمعه يعنى يوم الخميس به وقوع پيوسته است.
-38آنكه پيش گويى نموده بود كه بعد از وفات او در بين اهل فراه خصومتى به ميان خواهد آمد كه چنين شد.
-39آنكه مى‏گفت حكمى كه بيان مى‏كنم از خدا و به امر خدا بيان مى‏كنم و كسى كه از يك حرف اين احكام منكر شود به نزد خداوند مسئول خواهد بود.
-40آنكه به امير سيّد خوند مير گفته بود كه در جنگى كه عليه مخالفين مهدويت انجام مى‏دهى لشكر عظيم دشمنان فرار خواهند كرد و تو در روز دوم آن جنگ كشته خواهى‏شد و نيز به او گفته‏بود كه ختم ولايت بر شما است.

 

آغاز:

پایان:

توضیحات:

تعداد صفحات:

تعداد سطر:

نوع زبان:

تاریخ کتابت:

کاتب:

lang_1_place-order

lang_1_bug-report

lang_1_suggestion-form

اطلاعات با موفقیت ذخیره شد

jobBox

lang_1_Communication

1

lang_1_telephone 02166702042

Director@indianislamicmanuscript.com

lang_1_Social-Networks

Instagram

Telegram

Eitaa

lang_1_rights