توسط:
شماره ميكروفيلم: 21/4 موضوع: سيره
نام كتاب: چهل معجزه = خلاصه افضل المعجزات المهدى
نام مولّف: ناشناس
نوع خط: نسخ و نستعليق برگ: 32سطر: 11زبان: عربى و فارسى
آغاز: الحمد لله رب العالمين و العاقبة للمتقين... امابعد چند معجزات آن س رور همسر پيغمبر...
توضيحات: در معجزات، خوارق و كراماتى چند مخصوص به ذات مهدى موعود به شرح زير:
معجزه -1چون مادر مهدى موعود )سيّد محمّد جونپورى( زن عابده، صالحه و شبزندهدارى بود در يكى از شبها مشاهده كرد كه آفتاب از آسمان جدا شده و در گريبان او فرود آمده و تعبير آن چنين كردند كه از
بطن وى مهدى موعود ظهور خواهد كرد. -2وقتيكه در بطن مادر بود مادرش صداى غيب مىشنيد كه مهدى موعود آمده.
-3چون از بطن مادر جدا شد از خون و ديگر كثافات پاك و منزّه بود.
-4در هنگام تولّد هردو دست را بر شرمگاه گذاشته بود.
-5بعد از تولّد او هاتف آواز داد كه »قل جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقا«.
-6چون به سن بلوغ رسيد خواجه خضر )ع( بار امانت به خاتم ولايت سپرد.
-7بر لشكر دلپت راى كه هفتاد هزار سوار بود فتح حاصل كرد.
-8بعد از كشتن دلپتراى براى مدّت هفت سال در جذبه حق فرورفته بود تاكه فرمان آمد كهاى سيّد محمّد ترا خاتم ولايت محمّدى گردانيدهام.
-9از بركت پس خورده او آب شور به شيرين مبدّل گشت.
-10اگر آن حضرت چوب خشك را به دست خود در زمين نشاندى فى الحال سبز مىشدى.
-11بول و غايط آن خاتم ولايت هيچ وقت مرئى نشده بود.
-12او را مانند ذات پيامبر سايه نبود.
-13خوشبويى آن حضرت چنين بودهاست هر كسى را كه به دستبوسى خود مشرف كردى كم و زياده از چهل روز خوشبويى آنحضرت از دست آنكس زايل نشدى.
-14هيچ بوى مكروه را با آن حضرت گذر نبودى يعنى خوشبويى آن حضرت برآن بدبويى چنان غلبه كردى كه اثر بدبويى نماندى و زايل شدى.
-15بر ذات او هرگز مگس ننشستى.
-16براى استماع كلام او ازدحام بسيار مىشدى.
-17آنكه او در هر جاييكه برفتى به زبان آنجا بيان قرآن ادا مىكرد.
-18او به كرّات و مرّات مىگفت كه اگر كسى را در باب مهدى بودن اين بنده شك و ترديدى باشد به كتب آسمانى چون تورات، انجيل، زبور و فرقان مراجعه نمايند و اگر من يك حرف خطا نمودهام مهدى
موعود نباشم.
-19بر پشت او مهر ولايت حك بود چنانچه بر پشت مبارك حضرت پيامبر مهر نبوّت حك شدهبود.
-20موقعيكه بر اسب سوار مىشدى و در راه موانعى پيش آمدى به قدرت خداوندى زمين هموار شدى.
-21آنكه چهل فرسنگ قبل از آمدن او به كدام شهرى آوازه مىشدى كه مهدى موعود مىآيد و در هرطرف كه روان مىشدى تمام احجار و اشجار آواز مىدادى »هذا مهدى خليفة الله«.
-22نام، نسب و حسب هركسى را بدون پرسش از آن شخص مىدانستى.
-23ضمير دل هر كسى را به فرمان خداوند آشكارا مىكردى.
-24آنكه مىفرمود كه يك نظر بنده بهتر از عبادت هزار ساله است.
-25همه ماهيان، ماران، كژدمان، شيران و جمله درندگان منقاد و مطيع او بودند.
-26اگر ظالمى يا فاجرى دبدبه، شأن و شوكت بسيار داشتى چون به نزد وى مىآمدى منقاد و
فرمانبردار او مىشدى.
-27در وسط راه يا صحرايى كه مىگذشتى و آب نمىبودى به حكم الله باران مىباريدى و
صحرا پرآب مىشدى.
-28آنكه آب، آتش و شمشير بر ذات او كارگر نبودى.
-29به هر مقام و منزلى كه فرود مىآمدى شبانگاه گرداگرد آن حصارى برپا مىشدى.
-30بر سر او هميشه ابر مىبودى و آن ابر را كسى ديده نمىتوانستى.
-31هر كه را مىخواستى هدايت مىبخشيدى و از ضلالت مىرهانيدى.
-32آنكه روزى دست خود را بر پشت شخصى گذاشت چنانچه پرده از جلو آن شخص برداشته شد و عالم غيب را مشاهده مىكرد.
-33روزى با اصحاب خود در كشتى نشسته بود. در وسط راه يكى از آنها آرامگاه شهباز قلندر را ديد و گفت چه خوب مىبود كه اگر به زيارت او مشرف مىشدى. چون مهدى موعود متوجه شد بر آنكس پرده از
عالم غيب دور شد و ديد كه همه اولياء الله كه در هندوستان هستند رسنهاى كشتى آن حضرت را بر كتف
خود نهادهاند و كشتى او را حمل مىكنند.
-34آنكه اصحاب او در سفر حج گفتند كه كعبة الله بر گرداگرد مهدى طواف مىكند.
-35موقعيكه غسل جمعه مىكرد هر قطره آب كه از تن او مىافتادى شكر خدا بجا مىآوردى كه ما را بر اندام مهدى مشرف كرده است.
-36موقعيكه در شهر فراه بين عصر و شام جنّيات صداى كلام او را شنيدند با او ملاقات نموده و گفتند: »هذا صار معجزات ظاهرة على ثبوت خاتم الولى كما كان ايمان الجنّ حجة لخاتم النبى صلّى الله عليه و سلّم«.
-37آنكه وفات او مانند پيامبر در روز جمعه يعنى يوم الخميس به وقوع پيوسته است.
-38آنكه پيش گويى نموده بود كه بعد از وفات او در بين اهل فراه خصومتى به ميان خواهد آمد كه چنين شد.
-39آنكه مىگفت حكمى كه بيان مىكنم از خدا و به امر خدا بيان مىكنم و كسى كه از يك حرف اين احكام منكر شود به نزد خداوند مسئول خواهد بود.
-40آنكه به امير سيّد خوند مير گفته بود كه در جنگى كه عليه مخالفين مهدويت انجام مىدهى لشكر عظيم دشمنان فرار خواهند كرد و تو در روز دوم آن جنگ كشته خواهىشد و نيز به او گفتهبود كه ختم ولايت بر شما است.
آغاز:
پایان:
توضیحات:
تعداد صفحات:
تعداد سطر:
نوع زبان:
تاریخ کتابت:
کاتب: