موضوع: رویارویی مهدی علی خان بهادر حشمت جنگ نماینده فوقالعاده دولت کمپانی هند شرقی در بوشهر و تهران با فرستادگان تیپوسلطان حکمران و مهاراجه میسور در شیراز
در مطالب پیشین، شرح احوالی از مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ بیان شد و مطالبی درباره ماموریت بسیار مهم او در دربار ایران بیان گردید. با توجه به بررسیهای مداوم اسناد آرشیو ملی هند و فهرستنویسی این اسناد در بخش فهرستنویسی اسناد شبه قاره در مرکز بینالمللی میکروفیلم نور، اسناد جدید از دخالتها و نقش این فرد در مناسبات سیاسی ایران و هند و به تبع آن کمپانی هند شرقی مورد تحقیق قرار گرفت. در میان انبوه اسنادی که از آنها سخن به میان آمد، گزارشی از نواب حشمت جنگ دیده میشود که روشنگر بخش مهمی از تاریخ مناسبات ایران و هندوستان است. این اسناد در حقیقت مکمل بخشی از تاریخ هستند که در میان مکتوبات مرسوم کمتر به چشم میخورد.
یکی از وقایع مهم تاریخ روابط سیاسی ایران و هند بریتانیا در زمان ماموریت مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ، واقعه شلاق زدن و به به چوب بستن نمایندگان مهاراجه میسور سلطان فتحعلی خان تیپو سلطان پسر سلطان حیدر علی خان بهادر میسوری و از خاندانی بود که به سلطنت خداداد هند مشهور است. وی یکی از حکمرانان مسلمان جنوب هند بود که پس از پدرش به حکومت میسور رسید. او علاوه بر اصلاحات اساسی در سیستم حکومتی و به دست آوردن استقلال نسبی از ایالتهای دکن و کرناتک، از مبارزین اصلی بر علیه استعمار بریتانیا بود که توانست در جهبههای مختلف و به دفعات متجاوزین انگلیسی را شکست دهد. خوشبختانه در میان اسناد دیجیتالسازی مرکز بینالمللی میکروفیلم نور از آرشیو ملی هند، بخش زیادی از اسناد او تصویربرداری شده که مجموعهای بسیار ارزشمند و مهم برای تاریخ نگاری در اختیار قرار میدهد. در راستای مبارزات و مقاومت او برای از میان برداشتن استعمار در هند، تیپو سلطان تلاش کرد تا با فرستادن سفرا و پیام رسانانی به دربار ایران، روابط خود را با فتحعلی شاه مستحکم نموده و شاه ایران را ترغیب کند تا با دولت انگلستان وارد نزاع سیاسی گردد. بر همین اصل، اندکی پیش از کشته شدنش در نبرد سرینگاپاتام در تاریخ ۲۹ ذیقعده ۱۲۱۳ قمری با دولت کمپانی هند شرقی، سفیرانی را با هدایای قابل توجه به دربار فتحعلیشاه قاجار فرستاد. این سفیران که در کتابهای تاریخی اشاره چندانی به نام و نشان و منصب ایشان نشده است و تنها به این اشاره شده که چند زنجیر فیل برای جلب توجه فتحعلیشاه به همراه ایشان بوده است. این سفرا در شیراز و در هنگام ورود به دستور مهدیعلی خان حشمت جنگ که از قضا از بوشهر به قصد تهران به شیراز وارد شده و نزدیک هفتتن بود، دستگیر شده و به طرز بسیار فجیعی شکنجه شدند. مهدیعلی خان در گزارشی برای کمپانی از این واقعه سخن گفته است و خوشبختانه این سند بسیار مهم در مجموع اسناد فارسی آرشیو ملی هند توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده است. او در این گزارش مینویسد:
نقل عرضی میرزا مهدیعلی خان بهادر معروضه بیست و یکم ماه سبتمبر سنه ۱۷۹۹ عیسوی به شرح آنکه، به عرض عالی می رساند، چون آدمهای تیپو داخل شیراز شده بودند، بحسب اتفاق با حواله دار سرکار انگریزی گفت و شنیدی کرده بودند.چون خبر به فدوی رسید، به قدر یکصد کس فارسیان را فرستادم که ایلچیان را کشیده، بیاورند و کفشکاری نموده شود. نام بردهها تیاری جنگ کرده، دروازه حویلی بسته به اندرون خانه نشستند. لاچار دفعه دیگر فرستادم بی خبر رفته هرچهار حرامزادگان را آوردند. ازاندورن شهر دستها بسته، سر برهنه کفشکاری کنان تا به هفت تن که بنده نقل مکان کرده ام با هزاران خلق تماشا کنان رسانیدند. نام بردهها را ایستاده کرده، برهنه نمودم و بر پشت برهنه آنها آن قدر چوب زدم که تمام بدن آنها مجروح شد. خون از بدن ایشان میریخت و آنچه خواستم به تیپو گفتم. بعد از آنکه قریب به بیهوشی رسیدند گفتم یکی شان را چشم بکنند. در این میان، سردار کثیرالاقتدار شخصی عظیم الشان را از اهل فارس فرستاد. استدعا نمودند که به هر قسم خواستند تنبیه فرمودند الحال خون آنها را به من ببخشید. در جواب گفتم، یک کس مردم شیرازی قوم فرانس را آدمان آنها چند مشت در وقت دست بستن آنها زدهاند. یا همان شخص را حاضر نمایند تا تنبیه نمایم یا این داروغه فیلخانه تیپو را چشم میکنم. چنانچه همان آدم را پیدا کرده یک هزار چوب بر پاهایش سردار زدند. چنانچه انگشتان پایش ریخت. بنده هم از خون و چشم کندن آنها گذشتم و نام برده ها را بخشیدم. چهار روز قبل یک سپاهس در شهر رفته شراب خورده. در عرض راه پیش خدمت حسن خان را از سنگ زده سرش شکسته بود که آنقدر خون خون آمده بود که تمام صورت و لباسش پرخون بود. سردار آدمی همراه سپاهی داده برای شفاعت نزد بنده فرستادند که این دفعه تقصیر سپاهی را نمیبخشند. خداوند نعمت سلامت یک دفعه آن قسم بود که به خاطر زدن سیکی، حکم قتل مستر اسمیت میشد. الحال از اقبال سرکار آدمشان را، آدم سرکار انگریز بهادر سر میشکند. خود شفاعت میکند. این هم از اقبال حضور عالیست.
این نامه به سیاق نوشتاری فارسی به سبک هندی نگارش شده و برخی از کلمات خاص این شیوه نگارشی در آن دیده میشود. آنطور که در متن هم دیده میشود، خشونت میرزا مهدی علی خان بهادر حشمت جنگ با فرستادگان تیپو سلطان که منصب یکی از ایشان را نیز ذکر کرده است (داروغه فیلخانه تیپو سلطان)، بسیار زیاد بوده و حتی امنای دولت ایران را نیز به واکنش نسبت به این عمل واداشته است. این سند بسیار مهم از جمله اسنادی است که توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور از آرشیو ملی هند دیجیتالسازی شده و در ذیل اسناد سال ۱۷۹۹ و در مجلد شماره ۶۱ قابل دسترسی و بازبینی است.
انتخاب، استنساخ و پژوهش: دکتر محمدرضا بهزادی