موضوع: نامه نواب مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ به فرمانفرمای هندوستان درباره تحریک فتحعلیشاه در حمله به افغانستان و دریافت فرمان مقابله با فرانسویها در خلیج فارس و سواحل آن از شاه قاجار
در شمارههای پیشین از این بخش، درباره مهدیعلی خان بهادر حشمتجنگ و نقش آفرینی او در بازی دیپلماسی دولتمردان بریتانیا در هند و ایران سخن گفتیم. همچنین گفتیم که در ورای ماموریت او اهدافی بیش از فروش پارچههای پشمی انگلیسی و حذف نفوذ فرانسه از بندرگاههای مسقط و ایران نهفته بود. او با هدف سیاسی خاصی در زمانی بسیار چالش برانگیز وارد این ماموریت شد. جاناتان دنکن، حاکم شبه جزیره بمبئی که حامی سیاسی او به شمار میآمد، ماموریتی را طراحی کرد که در آن ایفای نقش اصلی بر عهده مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ گذاشته شده بود. آن روزها یعنی مقارن با سال ۱۲۱۲ قمری، اخباری از ایران به کلکته رسیده بود که در یک ماجراجویی در قفقاز، پادشاه ایران آقامحمدشاه قاجار کشته شده و شاه جدیدی به نام باباخان که برادرزاده اوست بر تخت سلطنت جلوس کرده اما از کم و کیف محدوده فرمانروایی او و تسلطتش بر نواحی مختلف شمال و جنوب و شرق و غرب، خبر چندانی در دست نیست. به جز این اصلا مشخص نیست او توانسته کشور را مطیع خود سازد یا نه. در این زمان بود که نقش مهدیعلی خان پررنگ تر شد و او که خوب میدانست پدرش با محمدحسن خان و جهانسوز خان پدربزرگ و پدر شاه فعلی از دوستان نزدیک بودند، دنکن را تحریک کرد که ماموریت را به او سپارد تا شاه تازه را تحریک کند به زمانشاه افغان بدون درنگ حمله کرده و نیروهای افغان را که در خاک هند پیشروی میکردند متوقف نماید. کمپانی در حکمی که برای او آماده کرد، مهمترین هدف سفرش را فروش امتعه وارداتی از فرنگ توسط کمپانی در ایران ذکر نمود. او ماموریت داشت علاوه بر تحریک باباخان به جنگ در نواحی شرقی کشور، در مسیر رسیدن به بندر بوشهر با امام مسقط نیز دیدار کند و او را از حمایت از دولت فرانسه و در اختیار قراردادن پایگاههای دریایی اش به این کشور بازدارد. کمیته سری کمپانی هند شرقی در لندن به او این ماموریت را داده بود که با استفاده از نیروی کمپانی، هرجا لازم باشد از نفوذ فرانسه و هلند در این منطقه جلوگیری نماید. او به هرحال به تهران رسید و با شاه جدید از در دوستی و رفاقت وارد شد و توانست او را برای حمله همه جانبه به افغانها تحریک نماید. او حتی در این امر به دولت ایران مشاوره داد و بنا به نقشه او بود که صدراعظم حاجی ابراهیم خان کلانتر اعتمادالدوله شیرازی تدارک قوایی دید که به مصاف زمانشاه بفرسد. در این نقشه قرار شده بود ده هزار سرباز از افواج مستقر در خراسان به سرکردگی محمود و فیروز برادران شاه زمان که در پی اختلاف با او به ایران پناهنده شده و در یزد ساکن بودند، به هرات هجوم ببرند. در نهایت سی تا چهل هزار سرباز ایرانی به سمت کابل لشکر کشیده و هر دو شهر به تصرف دولت قاجار در خواهد آمد. مهدی علی خان حتی درباره گذشته تعلق این شهرها به ایران سخن گفته و از خصومت بین مذاهب سود جست و در نامهای نیز به صدراعظم خاطرنشان کرد که سربازان زمانشاه در حمله به لاهور به بسیاری از زنان و دختران و کودکان شیعه تجاوز و تعدی کرده و زمانشاه خود مسئول این بی سیرتیها است. او تلویحا تلاش داشت به صدراعظم اینطور حالی نماید که این یک جنگ برای تصرف خاک نیست بلکه یک مساله مذهبی و یک جهاد علیه غیر شیعیان خواهد بود. او در این دیدارها با پادشاه توانست فرمانهایی برای بیرون راندن فرانسویها از مسقط و جنوب ایران بگیرد که تا امروز در منبعی نه به آنها اشاره شده [به جز یک دو اشاره کوتاه] و نه این اسناد دیده شده است. خوشبختانه در ادامه بررسیهایی که در واحد آرشیو و فهرستنویسی مرکز بینالمللی میکروفیلم نور درباره اسناد روابط خارجی فارسی آرشیو ملی هند در جریان است، نامهای بسیار بسیار مهم از مهدیعلی خان به همراه فرمان اصلی فتحعلیشاه خطاب به نایبان و کدخدایان بندرعباس [بندرعباسی] دیده شد که برای نخستین بار پرده از این واقعه و اصالت ماجرا بر خواهد داشت. این اسناد که به همت والای مرکز بینالمللی میکروفیلم نور دیجیتالسازی شده، در مجلد شماره ۶۳ ذیل اسناد سال ۱۸۰۰ میلادی دیده میشود. در بخشی از این سند آمده است:
به عرض عالی میرساند به حمدالله تعالی به یمن اقبال بیزوال عالی مقدمه، زمانشاه را که به بنده امر فرموده بودند، به قسمیکه اصلا درخواست این معنی از جانب بندگان عالی متعالی و از جانب گورنر جنرال صاحب بهادر معلوم شود محض از طریقه مذهب اهل ایران [اشاره به راه انداختن جنگ مذهبی] آنچنان درست نمودم که پنج ماه قبل خود پادشاه تا نواح خراسان تشریف بردند و بعد عید نوروز بلاشبهه با لشکر ایران بر سر زمانشاه کوکبه شهنشاهی خواهد رفت و به قسمی آتش قتال در میان پادشاه ایران و زمانشاه از اقبال عالی افروخته شده که بالفعل اگر پادشاهان روی زمین در میانه، تدارک مصالحه نمایند، ممکن نیست! این تدارک [تدابیر] نه از بنده شده محض اقبال بیزوال حضور عالی و حسن نیت بندگان گورنر جنرال صاحب بهادر نموده است. بعد رخصت از حضور پادشاهی، احوال رسیدن جهاز فرانسیس تا نواح بندرات ایران و سوخت شدن جهاز مینواری انگریزی مسموع گردید. مکرر به حضور اعلیحضرت خاقانی رسیده، آنچنان [... یک کلمه مخدوش] آن قوم را ذهن نشین نمودم که احکام مجدده صادر شد که فرقه فرانسیس را چه در دریا چه در خشکی هرجا بیابند، اهل بندرات ایران اسیر نمایند چنانچه یک فرمان را که هم به نام عامل آنجا که امام مسقط است، حاصل نمودهام و هم به نام کدخدایان بندرعباسی که اگر عامل چشمپوشی نماید [منظور از عامل، امام مسقط است که در آن تاریخ مستاجر در بندرعباس و قشم بوده است] کدخدایان غفلت نه نمایند. [ننمایند]. نقل فرمان به وکیل شان [وکیل نایبان بندرعباس] داده و اصل برای دیدن بندگان عالی متعالی ملفوف نمودهام. اگرچه در این باب حکمی از بندگان عالی تعالی و بندگان گورنر جنرال صاحب بهادر نرسیده است... .
این متن که بر روی کاغذ زرافشان نازک و مرغوب که با مرکب و زرپاشی تزئین شده، به خط نستعلیق هندی نویس و با سبک فارسی هندی نگارش شده است. ضمیمه پوشهی این نامه، یک قصیده ده بیتی در مدح دنکن و فرمان فتحعلی شاه به خط شکسته نستعلیق به تاریخ شعبان ۱۲۱۴ قمری در حق نایبان و کدخدایان بندرعباس است. این فرمان نیز بر روی کاغذ فرنگی آبی کمرنگ نگارش شده که در اثر رطوبت و آب و هوای کلکته، طغرای آن کمرنگ و کاغذ آبخورده و پاره شده است. همانطور که در متن نامه مشخص است، مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ با تمام توان کوشیده است تا ماموریت خود را به درستی انجام دهد و گزارشی مبسوط از آن برای گورنر جنرال و فرمانفرمای هند ارسال نماید. این سند به شماره پوشه ۱۴۳ در ذیل اسناد این سال قابل دسترسی است.
انتخاب، پژوهش، نگارش و استنساخ: دکتر محمدرضا بهزادی