موضوع: افول موقعیت مهدیعلی خان بهادر حشمت جنگ نماینده کمپانی هند شرقی در دربار فتحعلی شاه قاجار و رویارویی او با سرجان ملکم به عنوان نماینده جدید فرمانفرمای هند در ایران [بخش نخست]
بسیاری از تاریخنویسان، مهدیعلی خان را آنطور که خودش در نامههایی که برای دنکن و کمپانی میفرستاد توصیف کرده است، مغایر و متفاوت میدانند. او در نامهها و گزارشهایش چنانکه یکی دو مورد را در سلسله مطالبی که از وی پیشتر منتشر کردیم معرفی کرده، به عنوان بهبود بخش و ایجادکننده رابطه بین دو دولت هند و ایران یا کمپانی و ایران در یکصد سال فاصله تا زمان خودش بیان کرده و افتخارات ماموریتی که منجر به حمله شاه ایران به افغانستان و کنترل شاه زمان گردید را تنها از آن خود میداند. این جریانها از یک سو و جریان مخالف او در کلکته و بمبئی به عنوان اینکه او را یک نیروی خارجی غیر انگلیسی و متمایل به ایران قلمداد میکردند، باعث تضعیف موقعیت حشمت جنگ در میان رقبای سیاسی او و از همه مهمتر سرجان ملکم گردید. بازگشت مهدی علی خان از ماموریت آخر خود از تهران به سمت بوشهر به همراهی مقدار زیادی هدایایی بود که دربار تهران برای او و جاناتان دنکن تدارک دیده بود. اما با این همه، این هدایا باعث نشد تا موقعیت متزلزل او ثبات یابد. وقتی هنوز حشمت جنگ در راه سفر از تهران به سمت بندر بوشهر بود، فرمانفرمای هندوستان در کلکته تصمیم گرفت گروهی جدید به سر پرستی سرجان ملکم به دربار ایران اعزام نماید. گفته میشود که نخستین دلیل این تصمیم، رشد فزاینده و خطرناک ارتباط ناپلئون با ایران و همچنین تنفری بود که بیشتر اعزای کمپانی از مهدی علی خان به عنوان یک نجیب زاده هندی-ایرانی داشتند. به جز این گفته می شود که نامههای او همگی به فارسی بود و بایستی برای افسران کمپانی به انگلیسی ترجمه می شد. این نظریات شاید تاحدی درست باشد اما از بررسیهای انجام شده بر اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند که توسط مرکز بین المللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده، بر می آید که تمامی مطالب نامه ها از بدو ورود به دفتر فرمانفرمایی، به فارسی برگردان میشدند و اساسا جز مکاتبات انگلیسی، مابقی مکاتبات به عربی، هندی، تبتی و حتی مالایایی، همگی به فارسی ترجمه و نگارش شده و به حضور دفترداران و اعضای کمپانی میرسیده است. نگارش عبارت به فارسی نقل شد در ظهرنویسی این اسناد که ما به آنها دسترسی کامل داریم، این فرضیه را با چالش مواجه می کند که نگارش گزارشهای فارسی توسط مهدی علی خان از دلایل سقوط و افول او بوده باشد. آنچه مسلم است، بسیاری از افراد در دربار فرمانفرمای هند، نسبت به قدرت تشخیصی و قضاوت او تردید داشتند و او را فردی غیر انگلیسی که حتی به انگلیسیها نیز وفادار نیست خطاب می کردند. فرمانفرمای هند این عقیده را داشت که او فردی بومی است و این بومی بودن مستعد دسیسه چینی و دروغ پردازی و تبانی هستند و سودجویی آنها بر اصل ماموریت غالب است. گو اینکه این توصیف از زبان یک بریتانیایی متجاوز در مسلک مامورین کمپانی هند شرقی نیرنگ آمیز است. در این زمان وقتی خبر اعزام گروه جدید به سرپرستی ملکم به ایران به مهدی علی خان رسید، او که از این خبر ضربه روحی شدیدی را متحمل شده بود، کوشید با نگارش نامه هایی به دربار کلکته و بمبئی، وقایع را شرح و توصیف دقیقتری نماید. او کوشید به کمپانی بفهماند که حضور نماینده جدید در دربار تهران به چه میزان بر افکار فتحعلی شاه و درباریانش تاثیر منفی خواهد گذاشت و به جز این چگونه آبروی او را نیز در تهران بر باد خواهد داد. مهدی علی خان سرانجام در اوایل ماه می ۱۸۰۰ میلادی وارد بندر بوشهر شد و با این برخورد کرد که ملکم پیش از او به بوشهر رسیده و با سیصد نفر از اعضای گروه خود در بیرون شهر اردو زده است. اساس اختلاف در گزارشهای مالی بود که مهدی علی خان در آنها از خرج هایی که خودش کرده بود سخن گفته و به جز این حجم بالایی از پولی بود که برای ماموریت خود در ایران خرج کرده بود. او ادعا می کرد عددی معادل دو لک روپیه در سفر به تهران خرج کرده که این عدد موجب تعجب و عصبانیت نیروهای کمپانی در کلکته و شخص سرجان ملکم گردیده بود. به هر روی اینگونه بود که مهدی علی خان بهادر حشمت جنگ قریب به سه سال دیگر نیز نماینده کمپانی در بوشهر ماند و این مهم تنها با حمایتهای دنکن از او صورت پذیرفت و در سالهای بعد نیز ماموریتهایی را برای دولت کمپانی در ساحل دریای سرخ انجام داد و سرانجام در ربیعالثانی ۱۲۱۹ درگذشت و از عجایب آنکه جنازه اش در کشتی که او را به سمت بصره و سپس نجف اشرف و کربلای معلی میبرد به دست یک ناو فرانسوی توقیف شد و فرانسویان که دانستند او کیست، جسدش را به آبهای آزاد انداختند و برای همیشه پرونده مهدی علی خان بهادر حشمت جنگ مختومه گردید. آنچه در ادامه خواهید خواند، بخشی از گزارش او به کمپانی هند شرقی درباره مخارج سفرش به تهران و مخارج شخصی است که خودش انجام داده و در لا به لای سطور آن نیز گلایههایی از سرجان ملکم و کمپانی داشته است. این سند مهم که برای نخستین بار از میان انبوه اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند گزینش شده، از جمله مجموعه اسنادی است که توسط مرکز بین المللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده است.
در بخشی از این گزارش که برای جاناتان دنکن نگارش نموده، آمده است:
نقل خط نواب مهدیعلی خان بهادر برای امین الملک مختار الدوله جوناتین دنکین بهادر غضنفر جنگ،
به عرض عالی میرساند، کیفیت حساب سفارت ایران که به اهتمام بنده واقع شده ملفوف است. به نظر عالی می رسد از هرکس هرچه خریده شده، اسم به اسم مندرج است و رسید مالکان نیز موجود دارم و برای اینکه اگر بخواهند به هرکس هرچه داده شده، مقابله و تحقیق نمایند. نقل اخراجات مذکور نقدا و جنسا به بندگان میجر جان مالکم صاحب بهادر رسانیده شد تا واضح رای اقدس باشد. چنانچه بالکل مبلغ دو لک و دوازده هزار و نهصد و هشتاد و نه روپیه هشت آنه خرج شده است. سوای این حاجی عبدالخلیل خان دعوی هفده هزار روپیه که گماشته اوشان به برادران زمانشاه داده، با بنده دادند و بنده جواب میدهد که پیش زانکه این مبلغ به آنها برسد، حقیر به شما یا به گماشته شما حکم دادن چیزی به آنها نه نموده [ننموده] بودم. بی حکم حضور و بدون اطلاع من که دادهاند، همهها زنده اند. معامله خود از آنها بگیرند. سوای این دیگر آنچه از سرکار خرج شده، همینقدر است: مبلغ پانزده هزار روپیه [در اصل بالای حروف به عدد هم آمده] باقی حساب حاجی علی اکبر و مرزا [میرزا] محمد به ذمه بنده بود، درخواست نمودند که به محمدعلی خان نظام علیخانی برادر میرعبداطیف در کلکته رسانیده شود. چنانچه به طور برات جواب طلب نوشته ملفوف است. مرحمت خواهد شد. و رسیدش عنایت خواهد گردید. و آنچه جنس از حضور برای این کار رسیده، قیمتش معلوم نیست. امیدوار است که آنچه در این باب چه بابت هندویات و چه بابت نود هزار روپیه که از کوتهی سرکار برای این کار برداشته شده و چه اجناس از حضور ارسال شده و آنچه همراه بنده هنگام روانگی ارسال شده، سوای خرج تحایف مسقط امر شود که حساب را متصدیان حضور ارسال دارند تا انفصال شود. باقی قریب پنجاه هزار روپیه که شصت و سه هزار و سه صد و چهل و نه فروش باشد، بنده از مال خاص خود خرج نمودم و از سرکار هم نمیخواهم چرا که زیاده از آنچه خرج شده، حکم بندگان حضور لارد صاحب بهادر و و آن خداوند نعمت نبود و بنده به سبب در مقابل بودن ایلچی تیپو، پاس حرمت و نامآوری سرکار کمپنی انگریز بهادر را در این خرج را نمودم در عوض همین نیک نامی چه کم است که تا بقای دنیا خواهند گفت التبام محبت درین دو دولت از فلان شد و بی تقبل مبلغی با وجودیکه امر تقبل مبلغ بود، محض از تدبیرات صایبه ملازم گورنر جوناتین دنکین صاحب بهادر از حکم لارد صاحب بهادر، زمانشاه را با دویست هزار لشکر بر هم زد. و پادشاه چنینی را چند مراتب با لشکر ایران در ملک او رسانید. اگر به سرافرازی ظاهری و نفع چند دنیا نشد این نام تا امروز هیچ نوکری در هیچ سلطنت برای مالکان خود این چنین خدمتی نکرده که بنده کرده ام. چه کم است چنانچه در این وقت از روی خطوط تجار معلوم شد که پادشاه به سرعت هرچه تمام تر به موجب قول قراری [قول و قراری] که با بنده فرموده بودندکوچ در کوچ به ملک خراسان رفته اند و زمانشاه هنوز در قندهار بوده که لشکرش با یاری امنای دولت پادشاهی [منظور دولت فتحعلی شاه قاجار] و شاهزاده محمود بر او شوریدهخواسنتد گرفتار کرده بیاورند که شباشب فرار کرده است و لشکرش نوت لات شده است. میخواستم که خط و خطوط نوشته از اردوی شاهی و امنای دولت تحقیق کیفیت بکنم. لیکن چون بندگان ایلچی بهادر [سر جان مالکم مقصود است] که بنده تابع دار جناب ایشانم فرمودند که تا بودن من نوشت و خواند نمودن شما به کسی چندان ضرور نیست، لهذا حسب الحکم جناب ایلچی بهادر در اطاعت و فرمان برداری مشغول می باشم. و در ایران نوشت خواند به برادران خودم هم موقوف نمودم. هرچه از خطوط دیگران بشنوم به عرض خواهند رسید. شنیده می شود که صادق خان شقاقی [از مدعیان سلطنت پس از آقامحمدشاه قاجار و حاکم سراب و گرمرود] با چند کس دیگر حسب الحکم شاهی به قتل رسیدند. تا مخفی نماند این هم شنیده شد که فرمان پادشاهی به مهمان دار ایلچی بهادر رسیده که دو سه ماه ایشان را در شیراز و دو سه ماه در اصفهان و همچنین طهران به اعزاز و احترام بدار تا عودت دایرهدولت پادشاهی و ایلچی بهادر امروز در کازرون که شش منزلی ابوشهر است مقام دارند تا معلوم بوده باشد. مدعیان خواهند گفت که پنج هزار قروش [؟] به شاعری انعام دادن چه مناسب؟ اولا از مال خود داده ام از سرکار نمیخواهم، ثانیا اگر کسی انصاف نمایددر ملک بیگانه که تازه محبتها در میان میآید، شخصی که مدح پادشاه جمجاه انگریز بهادر و کمپنی و سرکار لارد صاحب بهادر و بندگان عالیبه این قسم اشتهار نماید. در نزد عقلا اگر نداده بودم قصور کرده بودم. به هر صورت هشت راس اسبان و سراپردهها و غیره اسباب که سپرد میجر صاحب بهادر شده من جمله خرید از همین مبلغ خرج سفارت است. از نقل رسید میجر صاحب واضح رای اقدس خواهد شد. معروضه بیست و هشتم ۲۸ ماه می سنه ۱۸۰۰ عیسویه.
این ادامه این نامه بسیار مهم، مطالب به صورت خلاصه به خط تحریری لاتین نگارش شده است. این سند ارزشمند، ذیل اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند که توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده است به شماره ۱۶۱ در دفتر شماره ۶۳ قابل دستیابی است.
انتخاب، پژوهش، استنساخ و نگارش: دکتر محمدرضا بهزادی