امروز پنجشنبه, 14 خرداد 1405
  • lang_1_login-signup
  • صفحه اصلی
  • جستجو منابع
    • نسخه های خطی
    • کتاب های چاپ سنگی
    • اسناد
    • کتابخانه دیجیتال(قرائت خانه)
    • جستجو بر اساس موضوع
  • بخش‌های کارکردی
    • دیجیتال سازی
    • فهرست نگاری
    • چاپ نسخه همانند
    • اداره حفظ و مرمت
    • انساب و رجال
    • دانشنامه اسلامی
    • کارگاه هنر های اسلامی
  • فعالیتها
    • نمایشگاه‌ها و پروژه ها
    • دوره‌های آموزشی
    • همکاری باکتابخانه ها و مراکز اسناد
  • درباره ما
  • مجموعه‌های هنر اسلامی
    • آثار نگارگری و نقاشی
    • ابزارآلات نجوم
    • هنرهای تزیینی
    • کتابت
      • قرآن
      • شجره
      • طومار
      • نادعلی
      • صلوات
      • بسم الله
  • منتخب میراث مکتوب
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • En
  1. lang_1_home-page
  2. نامه سیدعلی الشریف وشقلی پاشای جده به نواب گورنر جنرال فرمانفرمای هندوستان

نامه سیدعلی الشریف وشقلی پاشای جده به نواب گورنر جنرال فرمانفرمای هندوستان

lang_1_post-date 1404/03/28 lang_1_author : lang_1_news-team

موضوع: نامه سیدعلی الشریف وشقلی پاشای جده به نواب گورنر جنرال فرمانفرمای هندوستان و کمپانی هند شرقی بریتانیا درباره وقایع حجاز پس از تسلط ابراهیم پاشا فرزند محمدعلی پاشا والی عراص مصر بر حجاز و سرکوبی وهابیون و فرستاد عبدالله بن سعود به دربار عثمانی و اعدام او در ملاء عام. 

 

چنانکه در مطالب گذشته بیان کردم، سعود بن عبدالعزیز بن محمد آل سعود، سومین امیر نخستین دولت سعودی و چهارمین فرمانروای این طایفه و امیر امارت درعیه و مشهور به سعود الکبیر است. او به همراهی پدرش عبدالعزیز،  از درعیه و منطقه نجد بر دیگر مناطق شبه جزیره عربستان دست اندازی نموده و با نیروهای شریف غالب جنگیده و برای مدتی توانستند بخش‌هایی از حرمین شریفین و جده را به تصرف خویش درآورده و حکام وهابی و دست نشانده برای این شهرها بگمارند. سعود چندی بعد علاوه بر تجاوز به مکه و مدینه، آهنگ بین‌النهرین و عراق عرب نموده، به کربلای معلی حمله نمود و فجایع بسیاری را مرتکب شد. بهانه وهابیون برای این حمله، تلافی کردن حملات قبیله شیعه آل خزعل بر کاروانهای ایشان بود اما در حقیقت به واسطه دشمنی و کینه ایشان از شیعیان این اقدام صورت گرفت.  این واقعه در سحرگاه هجدهم ذی‌الحجه الحرام 1216 قمری (اول اردیبهشت ماه سال 1181 شمسی) رخ داد، به فرمان عبدالعزی و هدایت و رهبری لشکریان وهابی توسط سعود انجام شد. در این واقعه جمع بسیاری از اهالی کربلا و علمای اعلام و مجاورین حائر حسینی به شهادت رسیدند و اموال بسیاری از مردم به غارت رفت. سپاهیان عبدالله به حرم مطهر سیدالشهداء روحی فداه دست اندازی نموده و قالی‌ها و فرشهای گرانبهای آن را که نیاز سلاطین ایرانی و هندی و غیره بود به غارت بردند. قنادیل مرصع و دیگر جواهرات به سرقت رفت و صندوق قبر مطهر شکافته شده و قوم وهابی با چوب نفیس آن اجاق برپا نموده و قهوه و خوراک تهیه کردند. به جز این تقریبا تمامی کتابهای ارزشمند به تاراج رفت و جلدهای آنها کنده شد و یا سوزانیده گردید. میرزا ابوطالب اصفهانی که به لندنی نیز مشهور است و از ایرانیان دربار اوده در لکهنو به شمار می‌آمد، نزدیک به یازده ماه بعد از این فاجعه به کربلا رفته تا از خاله‌هایش دلجویی نماید. توصیف او از این واقعه بسیار دردناک است. او در بخشی از یادداشت‌هایش اشاره می‌کند که سپاه وهابی با آواز اقتلوا المشرکین و اذبحوا الکافرین به شهر وارد شده و شروع به قتال نمودند. عمرآغا حاکم کربلا از شهر گریخته و مردمان را تنها رها نمود. پس از قتل عام و اسارت گرفتن بسیاری از مردمان، قصد حرم مطهر نموده خواسته بودند خشتهای طلای گنبد را بکنند که از شدت استحکام میسر نشده بود پس دست به داخل حرم گشودند. او می‌نویسد در این واقعه قریب به بیش از پنج هزار نفر به شهادت رسیده که برخی از آنها مانند میرزا محمد طبیب لکهنوی و علیقلی خان لاهوری که از نزدیکان او بودند نیز به قتل رسیدند. 

به هر روی این فاجعه دربار ایران را به تحرک واداشته و فتحعلی‌شاه قاجار در نامه‌ای به سلطان عثمانی و سلیمان پاشای بغداد، به عدم مقابله با این قوم اعتراض نمود و پیشنهاد داد اگر دولت عثمانی از کنترل آنها عاجز است، او سپاهی را برای سرکوبی وهابیون به نجد گسیل خواهد نمود. عبدالعزیز نیز که سخت از نیروهای ایرانی واهمه داشت، در نامه‌ای که به همراه شیخ محمد نامی به دربار ایران فرستاد و از این واقعه تلویحا عذرخواهی نمود. با این وجود سلطان عثمانی و سلیمان پاشای بغداد به مقابله با نیروهای وهابی پرداختند. 

چندی بعد عبدالعزیز توسط مردی افغان که در بغداد ساکن بود به انگیزه انتقام خون فرزندش که در زمره شهدای واقعه بود، به قتل رسید. پس از وی فرزندش سعود به رهبری جماعت وهابی و قبیله آل سعود رسید. در این زمان چنان که پیش از این در مقالات دیگر گفتیم، حملاتی به حرمین صورت گرفته و سلطان عثمانی و نیروهای پاشایان بغداد به دفع فتنه وهابی اقدام نمودند. از آنجا که سعود در زمان پدرش تواسنه بود مکه را فتح نماید، به سعودالکبیر مشهور است. او که از دست پروردگان اصلی محمد بن عبدالوهاب بود، به رویه وهابیت، به تفسیر شخصی از آیات الهی به مکه لشکر کشید و شریف غالب الحسنی شریف مکه را بیرون نمود و آهنگ جده کرد اما در فتح آن ناکام ماند. او تمامی بناهای مذهبی مکه به جز بیت‌الله الحرام را به خیال و وهم شرک خراب نمود. او بعد از این دوران تقریبا تمامی حجاز را به تسلط خود درآورد و این امر موجبات خشم باب عالی را فراهم کرد. در نتیجه سلطان عثمانی از باب عالی به محمدعلی پاشا والی مصر دستور داد تا به حجاز لشکر کشی کند و فتنه وهابی را بخشکاند. در این نبردها گاهی پیروزی با نیروهای محمدعلی پاشا بود که به فرماندهی فرزندش طوسون به حجاز رفته بودند و مدتی نیز به نفع نیروهای وهابی کار پیش می‌رفت. پس از مرگ سعود، عبدالله به حکومت رسید و او را بایستی آخرین امیر نخستین دولت سعودی به شمار آورد.

دوران حکومت چهار ساله [یا به نقلی پنج ساله] او با آشفتگی و درگیری با نیروهای محمدعلی پاشا همراه بود. پس از شکست طوسون از نیروهای وهابی، محمدعلی پاشا صلاح را بر این دید تا فرزند دیگرش ابراهیم را با نیرویی بسیار ورزیده‌تر که بتواند بر تاکتیک‌های جنگی بدوی فایق آید، روانه حجاز کند. ابراهیم پاشا نیز با نیروی خود به شورشیان وهابی تاخته و تا خود درعیه پیش رفت و توانست امیرنشین عبدالله را متصرف شده و او تمام خانواده و یارانش را دستگیر کرده و به مصر به سوی پدرش فرستاد. محمد علی پاشا نیز او دو تن از همدستان اصلی در قتل و نهب مردمان و نفوس اسلامیه را روانه استانبول  و به خدمت سلطان محمودخان دوم فرستاد. او در استانبول به دستور سلطان به صورت سریع محاکمه شد و سرش در ملا عام از تن جدا گردید و با این اتفاق نخستین کوشش ایشان برای تاسیس دولتی در حجاز ناکام ماند. در میان اسناد بسیار مهم فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند که توسط مرکز بین‌المللی میکروفیلم نور، نامه‌ای از شریف علی حاکم جده در همان ایام یعنی دسامبر 1819 میلادی به فرمانفرمای هند فرستاده شد که در بخشی از آن خبری مهم از نیروهای ابراهیم پاشا و فتح درعیه و سپس اعدام عبدالله بن سعود آورده شده که از منظر تاریخی بسیار حائز اهمیت است. 

در بخشی از این نامه بسیار مهم آمده است:

... و اگر از اخبار این طرف استفساری رود، پس بدانید که آقای ما ابراهیم پاشا غالب آمد بر درعیه و ظفر یافت و اسیر ساخت عبدالله بن سعود را که رئیس قوم نجدیه بود و رسیدند عبدالله و همراهان او به مصر به جهت محمدعلی پاشا فرستاد و او نیز آنها را به حضور سلطان [فرستاد.]. بعد رسیدن او به در شهر استنبول [استانبول] روز سیوم [سوم] سرش بریدند. و همچنین آقایم خلیل پاشا ظفر یافت بر ملک حدیده و لحیه و جیزان و جمیع اطراف و اکناف یمن به اطاعات سلطان روم [عثمانی] درآمده بود. پس سلطان نیز آن ملک را به امام صنعاء تفویش کرد و به اسم امام صنعاء قرار داد به قرار اینکه خراج به دستور قبلی به سرکار عثمانیه داخل نماید... .

این سند بسیار مهم در مجموعه دیجیتال سازی شده اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند که در اختیار مرکر بین المللی میکروفیلم نور است، به شماره 484 ذیل اسناد سال 1819 میلادی قابل دسترسی و بازبینی است.

نگارش، انتخاب و پژوهش: دکتر محمدرضا بهزادی

jobBox

lang_1_Communication

1

lang_1_telephone 02166702042

Director@indianislamicmanuscript.com

lang_1_Social-Networks

Instagram

Telegram

Eitaa

lang_1_rights