امروز پنجشنبه, 14 خرداد 1405
  • lang_1_login-signup
  • صفحه اصلی
  • جستجو منابع
    • نسخه های خطی
    • کتاب های چاپ سنگی
    • اسناد
    • کتابخانه دیجیتال(قرائت خانه)
    • جستجو بر اساس موضوع
  • بخش‌های کارکردی
    • دیجیتال سازی
    • فهرست نگاری
    • چاپ نسخه همانند
    • اداره حفظ و مرمت
    • انساب و رجال
    • دانشنامه اسلامی
    • کارگاه هنر های اسلامی
  • فعالیتها
    • نمایشگاه‌ها و پروژه ها
    • دوره‌های آموزشی
    • همکاری باکتابخانه ها و مراکز اسناد
  • درباره ما
  • مجموعه‌های هنر اسلامی
    • آثار نگارگری و نقاشی
    • ابزارآلات نجوم
    • هنرهای تزیینی
    • کتابت
      • قرآن
      • شجره
      • طومار
      • نادعلی
      • صلوات
      • بسم الله
  • منتخب میراث مکتوب
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • En
  1. lang_1_home-page
  2. مراسم عزاداری سالار شهیدان در ایالت اوده به زمان حکومت نوابان

مراسم عزاداری سالار شهیدان در ایالت اوده به زمان حکومت نوابان

lang_1_post-date 1404/04/14 lang_1_author : lang_1_news-team

مراسم عزاداری سالار شهیدان در ایالت اوده به زمان حکومت نوابان

محرم، ماهی اسلامی و مقدس است که در تقویم قمری قرار دارد. در این ماه، واقعه کربلا رخ داد که امام حسین (ع) همراه با خانواده و یارانش در میدان کربلا به شهادت رسیدند. این حادثه غم‌انگیز بر تمام مسلمانان جهان تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل، آنان در این ماه به سوگواری می‌پردازند. پیش از تأسیس سلطنت، مسلمانان لکهنو نیز به طور یقین از همان آغاز ماه محرم، آیین‌های عزاداری متداول آن زمان را برگزار می‌کردند. در این دوره، سبک عزاداری به صورت ترکیبی از سنت‌های محلی و فرهنگ‌های دیگر همچون ایرانی و دکنی در هند رایج بود. در دوران حکومت تیمور شاه در هند، پایه‌های فرهنگ ایرانی در هند بنا گذاشته شد، چون حج نیز از طریق ایران به سمت حجاز بود. در دوره‌ی حکومت‌های پیش از سلطنت اوده نیز، عزاداری همچنان به سبک سنتی ایرانی ادامه یافت. آیین‌هایی چون تعزیه‌خوانی، نذر، علم‌گردانی و سوگواری با حال و هوای ایرانی انجام می‌شد و چون حاکمان از تبار ایرانی و شیعه‌مذهب بودند، علاقه‌مندی خاصی به عزاداری امام حسین (ع) داشتند. با تثبیت حکومت جدید، سبک نوینی از عزاداری پدید آمد. زمانی که آصف‌الدوله، لکهنو را به عنوان پایتخت اعلام کرد، پس از مدتی آیین شیعی در آن غالب شد. به‌زودی، افراد متنفذ مذهبی و شخصیت‌های قدرتمند، مدیریت امور دینی را در دست گرفتند. در نتیجه، عزاداری در همه ابعاد خود توسعه یافت و اصلاحاتی نیز در آن صورت گرفت. برخی روشنفکران و عالمان، مخالفت خود را با برخی افراط‌ها در عزاداری اعلام کردند و خواستار اصلاح آن شدند. آنان تأکید کردند که باید از نمایش تصاویر حیوانات و اشیایی که محمل آن‌ها ممنوع است پرهیز شود و اجازه استفاده از آن‌ها در عزاداری داده نشود.

برگزاری دسته‌های عزاداری و استفاده از علم و ذوالجناح مورد تأیید قرار گرفت و حتی بخشی از آیین‌های عزاداری به عنوان ضروریات این مراسم پذیرفته شد، اما استفاده‌ی بی‌رویه یا ممنوعه از آن‌ها همچنان محدود باقی ماند؛ چراکه مردم به این نشانه‌ها تعلق خاطر داشتند و جلوگیری از آن ممکن نبود. در پایان، صدور حکم توسط مجتهدان مبنی بر جواز برگزاری عزاداری، با استقبال عمومی روبرو شد و در نتیجه، این آیین‌ها به شکل پایدار ادامه یافت. محرم و عزاداری زنجیره‌ای از مراسم و آیین‌هایی است که تا روز دهم ادامه می‌یابد، اما با پایان یافتن مراسم بارگاه محرم و تثبیت تاریخ آن، این دوره به پایان می‌رسد. این سنت در زمان آصف‌الدوله، سعادت‌علی‌خان و غازی‌الدین حیدر برقرار شده بود. غازی‌الدین حیدر، وارث و جانشین او، با نگارش قوانین و احکام جدید، به تنظیم و توسعه‌ی آن کمک شایانی کرد. او قوانینی وضع کرد که تأثیر زیادی بر آیین‌ها و رسوم عزاداری و شیعه‌گری گذاشتند. او به محرم و مراسم آن علاقه و ارادت خاصی داشت، به‌طوری‌که حتی برای حضور در این ایام، تاج مخصوصی را جایگزین تاج سلطنتی خود می‌کرد. این تاج، مختص ایام محرم و عزاداری بود و پس از او، جانشینانش نیز این رسم را ادامه دادند. در زمان سلطنت واجد علی‌شاه، علاقه‌مندی به محرم و عزاداری به حدی بود که او در شب عاشورا به خانه‌های مردم می‌رفت و در مجالس عزاداری بانوان شرکت می‌کرد. گاه خودش حضور پیدا می‌کرد و گاهی نذر و نذری به مجالس می‌فرستاد. این توجه و مشارکت پادشاه، به رونق هر چه بیشتر مراسم عزاداری می‌انجامید. سلطنت نوابان این مراسم را از نظر زمانی گسترده‌تر کرده و آن را تا پایان صفر ادامه دادند. به این ترتیب، دوره‌ی عزاداری، ماه‌ها به طول می‌انجامید. از سوی دیگر، توجه حاکمان به برگزاری باشکوه عزاداری، باعث می‌شد که در میدان‌ها و مکان‌های عمومی، عزاداری‌های گسترده و باشکوهی برگزار شود. این مراسم با شکوه، شور و حرارت زیادی داشت و همه‌ی گروه‌ها از جمله هنرمندان، شاعران و متکلمان در آن شرکت می‌کردند. مسلمانان نیز در این مجالس به‌طور یکسان حضور می‌یافتند. این برخورد همدلانه و احترام‌آمیز باعث شد که عزاداری در لکهنو به عنوان سنتی معتبر و مهم، پایدار و پررنگ باقی بماند. با نزدیک شدن به ماه محرم، فضای شهر به حالت عزاداری درمی‌آمد. از آغاز ماه محرم تا روز عاشورا، واجد علی‌شاه شخصاً نظارت می‌کرد و پس از آن، تمام وابستگان و درباریان نیز در عزاداری مشارکت می‌کردند. شاعران در این مجالس مرثیه و نوحه‌سرایی می‌کردند و در میان شعرا و مرثیه‌سرایان هندو و غیر مسلمانان، کسانی بودند که مرثیه‌هایی برجسته و عمیق سروده‌اند. این مرثیه‌ها پایه و بنیاد محکمی داشتند که حتی پس از فروپاشی سلطنت نیز به قوت خود باقی ماندند و با وجود زوال قدرت سیاسی، لطمه‌ای به آن‌ها وارد نشد. محرم در شهر اوده، از دیرباز ویژگی خاصی داشته است و در طی قرن‌ها، مراسم آن از لحاظ زیبایی، معنا و اجرای آیین‌های عزاداری با نظم و شکوه خاصی برگزار می‌شد. این آیین‌ها، نه‌تنها در میان مردم شهر بلکه در میان طبقات فرادست نیز اهمیت داشتند. حتی کسانی که از سایر نقاط به این شهر می‌آمدند، تحت تأثیر فضای معنوی امام‌حسین (ع) قرار می‌گرفتند. در همین زمینه، ذکر مکان‌های مقدس، مقابر و تکیه‌گاه‌هایی که از ابتدا محل برگزاری عزاداری بودند، ضروری است. این مکان‌ها از آثار تاریخی شهر لکهنو محسوب می‌شوند و در شکل‌گیری سنت عزاداری در این شهر نقش مهمی ایفا کرده‌اند. یکی از شخصیت‌های مهم در این زمینه، نواب شجاع‌الدوله بود، و همراه با وزیر نواب که شهر فیض‌آباد را مرکز حکومتی قرار دادند، نقش مهمی در تثبیت عزاداری داشتند. در کتاب تاریخی “تاریخ سلطنت شجاع‌الدوله”، اشاره شده است که شجاع‌الدوله در ماه محرم، مجالس عزاداری مفصلی برگزار می‌کرد. این مراسم از شب اول تا دهم محرم ادامه داشت و در آن نواب و وزیران نیز شرکت می‌کردند. در فیض‌آباد، عزاداران دسته‌جمعی و با نظم خاصی، همراه با مرثیه‌خوانی و سوگواری در کوچه‌ها حرکت می‌کردند و این دسته‌ها در نزدیکی ‌قصر شجاع‌الدوله به اوج می‌رسیدند. در باغی که به او تعلق داشت، گروه‌های مختلف از عزاداران با هماهنگی کامل به عزاداری می‌پرداختند. در آن مکان، محلی برای نصب خیمه‌ها و چادرها برای مجالس برپا شده بود. بیگم شجاع‌الدوله نیز در این مراسم نقش مؤثری ایفا می‌کرد. او برای خودش در شهر، مقبره‌ای باشکوه ساخت و آن را با قالی‌های ایرانی، رف‌های مرمرین، و تزیینات مجلل تجهیز نمود. در شب‌های محرم، در آنجا مجالس سوگواری برگزار می‌شد. از دهم محرم به بعد، دسته‌های عزاداری برای زیارت و عرض ارادت به زیارتگاه‌ها می‌رفتند. به‌ویژه در نزدیکی مقبره، مراسم باشکوهی برگزار می‌شد که مردم با شور و علاقه در آن شرکت می‌کردند. مقبره‌ی بیگم، هم‌اکنون نیز یکی از اماکن مهم مذهبی به‌شمار می‌رود و مورد توجه عزاداران و زائران است. در زمان آصف‌الدوله، برای نخستین بار امام‌باره‌ای به‌نام ساخته شد که با تکمیل ساخت آن، محلی برای عزاداری و تجمع شیعیان ایجاد شد. این امام‌باره در محله‌ی نول قرار داشت و به دلیل کاشی‌کاری‌های سرامیکی و زیبایی‌های معماری‌اش، شهرت یافت. این بنا به نام امام‌باره‌ی نول معروف شد. سپس، امام‌باره‌ای باشکوه‌تر و بزرگ‌تر به نام بَرَه‌امام‌باره (امام‌باره‌ی بزرگ) ساخته شد که عظمت و شکوه آن با هیچ بنایی قابل مقایسه نبود. این ساختمان در حقیقت یادگار روزگار پایانی آصف‌الدوله بود. ساخت آن بی‌مانند و تزئینات آن بی‌نظیر بود و با اشیای بسیار ارزشمندی تجهیز شده بود. به همین دلیل، این بنا نه تنها از لحاظ معماری اهمیت داشت، بلکه جایگاه ویژه‌ای در برگزاری مراسم عزاداری نیز پیدا کرد. در همین زمان، دو بنای دیگر نیز ساخته شدند. یکی از آن‌ها که به کالا امام‌باره در محله پیربخار مشهور شد، توسط بیگم صاحب، مادر آصف‌الدوله، ساخته شد. بنای دوم توسط وزیرخزانه داری راجه جهاولال، ساخته شد. از آن زمان به بعد، در روز مشخصی از سال، مراسم ویژه‌ی عزاداری در این بناها برگزار می‌شد. پس از آصف‌الدوله، جانشین او سعادت‌علی‌خان نیز به این یادمان‌ها توجه داشت و مراسمی را در آنجا برگزار می‌کرد. اما پس از او، غازى‌الدین حیدر اقدام به ساخت بنایی کرد که شبیه روضة حضرت علی (ع) بود. او و همسرش در همان‌جا دفن شدند. این بنا با نام شاه‌نجف معروف شد و به خاطر معماری زیبا و تزئینات چشم‌نواز، جایگاه ویژه‌ای در آیین‌های عزاداری شهر لکهنو پیدا کرد. پس از او، جانشینش نصیرالدین حیدر نیز در این راه گام برداشت و در منطقه‌ای وسیع، بنایی مشابه کربلا ساخت که در همان مکان دفن شد. نظام اداره‌ی این اماکن با همکاری عالمان دینی و مداحان تنظیم شده بود. در زمان نصیرالدین حیدر، با رشد چشم‌گیر تشیع، آیین عزاداری نیز گسترش یافت. مدت ایام عزاداری تا پایان ماه صفر افزایش یافت و حاکمان بعدی نیز ساخت و گسترش بناهای مذهبی را ادامه دادند. جانشین نصیرالدین حیدر، یعنی محمدعلی شاه نیز امام‌باره‌ای بزرگ ساخت که به نام چهوتا امام باره معروف شد. این بنا از نظر زیبایی و شکوه، نظیر نداشت. وسایل درون آن بسیار گران‌بها و تزییناتش بی‌نظیر بود. نظام داخلی آن نیز بسیار منظم و مطمئن بود. تمامی هزینه‌ها مستقیماً از خزانه‌ی پادشاه پرداخت می‌شد و مردم نیز به کمک او می‌شتافتند. پس از محمدعلی شاه، هزینه‌ها و نگهداری این بنا به عهده‌ی عظیم‌الله خان گذاشته شد که شخصی کاردان و مورد اعتماد بود. امروزه بسیاری از این بناها یا کاملاً از بین رفته‌اند یا از حالت اصلی خود خارج شده‌اند و به سختی می‌توان نشانی از شکوه سابقشان یافت، چرا که پس از واقعه‌ی غدر (قیام ۱۸۵۷)، برخی از آن‌ها به‌دست مخالفان تصرف شدند. اکنون، از آن شکوه تنها خاطره‌ای مانده است. آخرین پادشاه، واجد علی شاه نیز با شور و علاقه‌ای که داشت، آرزو داشت که همچنان شکوه عزاداری را حفظ کند، اما آخرین رؤیای او نیز بی‌سرانجام ماند، چرا که از لکهنو تبعید شد و چند فرسخ دورتر، در تبعیدگاه فرسخ (کلکتّه)، در ناحیه‌ی قیصر باغ، منزلی ساخت که آن را قصر البکاء (کاخ گریه) نام نهاد — همان که به نام سفید بارَه هم مشهور شد. علاوه بر این بناهای بزرگ، شمار زیادی امام‌باره‌های کوچک و خصوصی نیز در لکهنو ساخته شدند که توسط علما، اشراف، و خاندان‌های برجسته ایجاد شده‌اند و هنوز هم پابرجا هستند. علاوه بر این امام‌باره‌ها، نمونه‌هایی از زیارتگاه‌ها و مزارهای مقدس نیز در لکهنو ساخته شدند. از جمله: • شبیه‌سازی حرم حضرت عباس (ع) • شبیه حرم نجف در محله کاطمین • نمایی از کاظمین و دیگر اماکن مقدسه

در امام‌باره‌ها، به‌ویژه به ساخت و نگهداری عَلم توجه زیادی می‌شد. این عَلم‌ها نماد علم نبوت بودند و ساخت آن‌ها بر اساس توان مالی مردم انجام می‌شد. اصل شکل عَلم‌ها مشخص بود، اما هنر و سلیقه افراد در طراحی آن‌ها دخیل بود. ساخت آن‌ها نیازمند مهارت و دقت بسیار بود و تعیین تعداد دقیق آن‌ها ممکن نبود. معمولاً بعد از تکمیل ساخت، نصب آن‌ها نیز با دقت صورت می‌گرفت.

عَلم‌ها عموماً رنگ‌های خاصی داشتند، مانند رنگ کبود و گاهی رنگ‌های مرواریدی. برخی از آن‌ها تزئینات روسی، طلایی، نقره‌ای یا لاکی داشتند. مردم متوسط و ثروتمند هر کدام بسته به توانشان عَلم‌هایی می‌ساختند و گاهی از پارچه‌های راشمی (ابریشمی) و پولک‌دوزی‌شده استفاده می‌کردند. این علم‌ها معمولاً در امام‌باره‌ها نگهداری می‌شدند، اما گاهی برخی از مردم وسایل خود را از خانه می‌آوردند.

زنان نیز در این مراسم حضور فعال داشتند. آن‌ها لباس‌های سیاه می‌پوشیدند، زیورآلاتشان را برمی‌داشتند و در مراسم شرکت می‌کردند. به‌ویژه در خانواده‌های اصیل و سنتی، وقتی مراسم شروع می‌شد، زنان زیورها را کنار می‌گذاشتند و به‌صورت دسته‌جمعی در مجالس حاضر می‌شدند.

در بعضی از خانه‌های اعیان، زنان جوان گوشواره‌ها و زیورهایشان را درآورده و با چادرهای مشکی ساده در مراسم حضور می‌یافتند. این وضعیت به‌نوعی فاصله‌گیری از دنیا و زهد تلقی می‌شد و از آن‌ها به‌عنوان “اهل بیت‌دوست” یاد می‌کردند.

برنامه‌های امام‌باره از ماه ذی‌الحجه آغاز می‌شد. دیوارها سفیدکاری و تمیز می‌شد، فضای امام‌باره معطر می‌گردید، و مقدمات برای ایام محرم فراهم می‌شد. در روز ۲۸ ذی‌الحجه، مراسم رسمی آغاز می‌گردید و تا شب اول محرم ادامه داشت. در غروب این روز، فضای خاصی در شهر حاکم می‌شد، مردم آماده عزاداری می‌شدند.

از لحظه آغاز محرم، حال و هوای شهر کاملاً تغییر می‌کرد. زنان و دختران لباس سیاه می‌پوشیدند، لباس‌های رنگی کنار گذاشته می‌شد، و زیورآلات جمع‌آوری می‌شد. مجالس به‌صورت گسترده برگزار می‌شد و زنان شرکت‌کننده، از طبقات مختلف جامعه، شرکت فعالی در عزاداری داشتند.

این سنت‌ها بخشی از تاریخ و فرهنگ عزاداری در آن منطقه بود و نشان‌دهنده‌ی عمق اعتقاد مردم به اهل بیت (ع) و اهمیت ماه محرم در زندگی‌شان است.

در گذشته، آوردن و استفاده از عطرها، طلا و نقره، و زیورآلات در دکان‌ها و اماکن عمومی ممنوع بود؛ مخصوصاً در ایام سوگواری و عزاداری مثل ماه محرم و صفر. به‌ویژه در روز ۳۰ صفر که مراسم مخصوص امام حسن (ع) و امام رضا (ع) برگزار می‌شد، این امور به‌کلی کنار گذاشته می‌شدند.

معمولاً از روز ۱۳ محرم به بعد، به‌صورت عمومی فضا کمی به حالت عادی بازمی‌گشت، اما خانواده‌های متدین و سنتی تا چهل روز (تا اربعین) کامل در سوگ و عزاداری باقی می‌ماندند. در این مدت از خوش‌بوکننده‌هایی مانند گلاب یا سنبل استفاده نمی‌کردند.

در برخی خانواده‌ها، حتی قبل از شروع محرم، استفاده از عطر و زینت‌ها به حالت تعلیق درمی‌آمد. آن‌هایی که بیماری داشتند، برای درمان به مجلس روضه و عزاداری برده می‌شدند، به این امید که با توسل به اهل بیت، شفا پیدا کنند. این بیماران را با نیت خاصی به مجلس می‌بردند و دعای مخصوصی برایشان خوانده می‌شد.

افراد سالم نیز با اعتقاد راسخ در این مجالس شرکت می‌کردند. از سوی دیگر، فضای مجلس بسیار منظم بود: صندلی‌ها مرتب چیده می‌شد، روشنایی مناسب فراهم می‌شد، و حتی گاهی برق اختصاصی نصب می‌شد. ورود دوربین یا ضبط صوت به این مجالس ممنوع بود، چون مراسم عزاداری باید با خلوص نیت و دور از هر گونه خودنمایی برگزار می‌شد.

در برخی خانواده‌ها، حتی تا روز دوازدهم محرم هم کسی حق نداشت بخندد یا مجلس شادی داشته باشد. افراد مسن و بزرگ‌ترهای خانواده‌ها بسیار جدی و قاطع بودند؛ اگر کسی لبخند می‌زد یا بی‌ملاحظگی می‌کرد، بلافاصله مورد سرزنش قرار می‌گرفت.

برای آن‌ها، شرکت در مجلس عزاداری فقط یک رسم نبود، بلکه امری عمیق و از سرِ احساس بود. آن‌ها واقعاً وقایع کربلا را باور کرده بودند و غم‌ و اندوه آن‌ها مانند کسی بود که یکی از عزیزانش را از دست داده است.

آن‌ها برای همدردی با حضرت زینب (س)، امام سجاد (ع)، و اهل بیت (ع) با تمام وجود عزاداری می‌کردند. تمام رسوم سوگواری‌شان، دقیقاً مانند مراسم عزاداری پس از فوت یکی از نزدیکان بود.

به همین دلیل، وقتی در روز عاشورا تعزیه‌خوانی برگزار می‌شد، زنان با اشک و آه همراه می‌شدند و گریه‌کنان از ابتدای درِ امام‌باره تا صحن اصلی می‌آمدند.

این سبک عزاداری به‌نوعی همان احترامی بود که در خانه برای یک عزیز فوت‌شده انجام می‌شد.

در سه روز اول محرم، علاوه بر مجالس روضه، آراستن و خوشبو کردن امام‌باره‌ها هم بخشی از برنامه‌ها بود. نورپردازی، تزئینات، و آماده‌سازی کامل مکان برای عزاداری با نظم خاصی توسط “رتیبون” (ناظمان یا متولیان) و “امیرون” (مسئولین ارشد مجلس) انجام می‌گرفت.

فضای امام‌باره‌ها با دقت و زیبایی خاصی تزئین می‌شد. چراغ‌های روغنی، شمع‌ها، فانوس‌های شیشه‌ای، و لامپ‌های مختلف برای روشنایی استفاده می‌شدند و با نظم و سلیقه فراوان در جای خود قرار می‌گرفتند. بوی خوش عطرهای سنتی مانند عطر عنبر، مشک، و کافور در فضا پخش می‌شد و حتی طبقه متوسط نیز تا حد توان از این عطرها استفاده می‌کردند تا امام‌باره را معطر کنند.

تزئینات شامل وسایل زیبا، پارچه‌های رنگارنگ، و نوشته‌های خوش‌خط می‌شد که بر روی پارچه‌هایی با خط نستعلیق یا نسخ آیاتی از قرآن یا اشعاری در مدح اهل بیت نوشته شده بود. این پارچه‌ها (مخطوطات) معمولاً بسیار ارزشمند بودند. خانواده‌ها بنابر توان مالی خود، خانه‌هایشان را نیز با همین سبک آراسته می‌کردند تا همگام با فضای معنوی عزاداری باشند.

تمام این آمادگی‌ها تا شب اول محرم کامل می‌شد و با آغاز ماه محرم، امام‌باره‌ها به‌طور کامل آماده می‌گردیدند.

عزاداران از همه طبقات – چه خواص، چه عوام – در مراسم حضور می‌یافتند. این فقط حضور فیزیکی نبود، بلکه نوعی تعهد قلبی و نذر و نیاز همراه آن بود. بسیاری برای برآورده شدن حاجات یا سلامتی عزیزان‌شان، عزاداری می‌کردند و باور داشتند که غم و اشک برای حسین (ع) باعث نزدیکی بیشتر به خدا و برکت در زندگی می‌شود.

در بسیاری از خانواده‌ها، طبق سنت خاص خودشان، روز خاصی را برای اجرای نذر در امام‌باره مشخص می‌کردند. مردم با نیت خاص به امام‌باره می‌رفتند و نذورات خود را ادا می‌کردند؛ گاهی در کنار دیوار نذر می‌بستند، و گاهی نذر را به صورت پخش غذا، شربت یا حتی نذری ساده‌ای مثل آب ادا می‌کردند. برخی هم با پارچه‌های رنگی یا نخ‌هایی از جنس خاص، نشانه‌ای در امام‌باره باقی می‌گذاشتند تا نشان دهند نذرشان ادا شده است.

در ایام محرم، مخصوصاً فقرا و نیازمندان نیز از این نذورات بهره‌مند می‌شدند. در مجالس عزاداری، غذاهای نذری (مانند حلیم، آش، یا برنج) پخش می‌شد، و آب و نوشیدنی بین مردم توزیع می‌گردید.

همه‌ی این مراسم‌ها و رسم‌ها، به‌ویژه نذرها، مهم‌ترین و مقدس‌ترین بخش از عزاداری محرم محسوب می‌شدند. این نذرها فقط مختص ثروتمندان نبود؛ بلکه مردم عادی و حتی فقرا هم با همان اندک توان خود، در این امر شرکت می‌کردند.

در بعضی امام‌باره‌ها، گردنبندهایی (طوق) به شکل نمادین تهیه می‌شد که به‌عنوان نشانه وفاداری و عزاداری بر گردن قرار داده می‌شد. این طوق‌ها برای سال‌ها حفظ می‌شدند و در هر محرم دوباره از آن‌ها استفاده می‌کردند. این رسم خاص، از رسوم بسیار قدیمی و پابرجا در بین مردم بود و یادگار احترام و عشق به خاندان پیامبر (ص) به شمار می‌آمد. در گفت‌وگوها و محافل محرم، همیشه صحبت از امام حسین (ع) و تأثیرات عمیق نهضت عاشورا در دل‌ها وجود داشت.

در روز عاشورا، پس از غروب آفتاب، شور و حرکت تازه‌ای در شهرها و محله‌ها آغاز می‌شد. دسته‌های عزاداری و تعزیه‌ها (نمایش‌های مذهبی) به‌راه می‌افتادند. این تعزیه‌ها معمولاً به‌صورت نمادین، شبیه تشییع جنازه‌ی شهدا برگزار می‌شد. اطراف تابوت، نزدیکان و بستگان عزاداری می‌کردند و آن را با حزن و اندوه به حرکت درمی‌آوردند.

این مراسم، که غالباً با مشارکت همه اقشار جامعه همراه بود، نه‌تنها یک مراسم مذهبی، بلکه یک رویداد اجتماعی گسترده به‌حساب می‌آمد. تنظیم زمان تعزیه‌ها به‌دقت انجام می‌شد و مردم برنامه‌ریزی می‌کردند تا در آن شرکت کنند. همه تدارکات با نظم خاصی صورت می‌گرفت.

همه تعزیه‌ها، پس از طی مسیر خود، نهایتاً به یک قبرستان مشخص ختم می‌شدند، جایی که نماد کربلای ثانی یا شبیه‌سازی‌شده کربلا بود. در این مکان، گروه‌ها و دسته‌های عزادار به‌صورت جداگانه اجتماع می‌کردند. هر گروه با ذوق و سبک خود، برنامه‌ای خاص از مرثیه‌خوانی، نوحه‌سرایی، یا نمایش مذهبی اجرا می‌کرد. صدای نوحه‌خوانی و گریه‌ و شیون در فضا طنین می‌انداخت و هر کس به نحوی احساسات خود را بروز می‌داد.

تعزیه‌ها گاهی به‌صورت دسته‌های جدا از هم برگزار می‌شدند. با وجود جدایی شکلی، همگی در یک هدف و ایمان مشترک بودند. صدای طبل و سنج و ساز، گرچه وجود داشت، اما به گونه‌ای اجرا می‌شد که در فضای عزاداری و معنویت خللی ایجاد نکند و از نظر شرعی نیز مورد اعتراض قرار نمی‌گرفت.

مردم از هر قشر و طبقه، به‌صورت گروه‌گروه برای تماشای تعزیه‌ها و نوحه‌ها می‌آمدند و با علاقه گوش می‌دادند. نوحه‌خوان‌ها در آن زمان حرفه‌ای و تأثیرگذار بودند، هرچند که موسیقی به شکل رسمی در تعزیه‌ها وجود نداشت.

بعضی از نوحه‌خوانان، از خانواده‌های هنرمند و طوایف خاصی بودند که از طریق اجرای این مراسم‌ها، معیشت خود را نیز تأمین می‌کردند. تعزیه‌ها به هر جا که می‌رفتند، معمولاً با حضور هنرمندان خاصی همراه بودند که نام‌هایی شناخته‌شده مانند بنین، مغل‌جان، نجّا و دیگران در میان آنان می‌درخشیدند. این افراد، چه از طبقه اشراف و چه مردم عادی، در مراسم شرکت می‌کردند و بی‌صدا تماشا می‌کردند، اما با تمام وجود تأثیر می‌پذیرفتند.

این گردهمایی بزرگ مذهبی، نه‌تنها برای عزاداری، بلکه فرصتی برای تأمل، گفت‌وگو، و گاه تصمیم‌گیری‌های اجتماعی نیز بود. شب عاشورا، همه در سکوت، غم و اندوه را تجربه می‌کردند. حتی کسانی که روزهای عادی اهل شوخی و خنده بودند، در این شب به احترام امام حسین (ع) چهره‌ای متین و غمگین به خود می‌گرفتند.

مراسم‌های مربوط به تعزیه‌داری، شبیه‌سازی و آیین‌های عمومی عاشورا، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند. چرا که تعزیه‌هایی که در قبرستان‌ها برگزار می‌شدند، هم حالت نمایشی داشتند و هم آمیخته با احساسات مذهبی عمیق، که باعث می‌شد در سراسر کشور مورد پذیرش و محبوبیت عمومی قرار بگیرند.

در برخی تعزیه‌ها، مردم به‌صورت نمادین در مزارهای امام حسین (ع) حاضر می‌شدند و آنجا با شور و اندوه به عزاداری می‌پرداختند. این مکان‌ها گاهی تنها به‌صورت نمادین ساخته می‌شدند تا یادآور کربلا باشند. در دوره‌های بعد از جنگ و بحران، بار دیگر علاقه به تعزیه‌داری و یاد امام حسین (ع) شدت گرفت. حتی در برخی مکان‌ها، شبیه‌سازی‌هایی از مرقد حضرت ساخته شد که مردم با شور زیاد به زیارت آن می‌رفتند و ارادت خود را نشان می‌دادند. این تعزیه‌ها حالتی مردمی داشتند و در واقع پایه‌های تعزیه‌داری را محکم‌تر کردند. اعتقاد بر این بود که تندیس‌ها و نمادهایی که در تعزیه‌ها استفاده می‌شدند، یادآور همان مکان مقدس (روضه‌ی مبارکه) هستند، گرچه از نظر فیزیکی با مکان اصلی فاصله داشتند. در لکهنو، که سابقه‌ای بسیار طولانی در تعزیه‌داری دارد، شکل این مراسم‌ها کاملاً متفاوت با دیگر نقاط بود. در آنجا، قسمت بالای تعزیه شبیه محراب مسجد طراحی می‌شد و بخش‌هایی از آن مانند مکان مقدس ساخته می‌شد. تصور می‌شود کسانی که در آن زمان خواستند واقعه‌ی کربلا را زنده نگه دارند، این روش را انتخاب کردند و تعزیه را به شکل نمادین، با ساختمان‌هایی خاص و طراحی‌هایی مذهبی برگزار کردند. تا اوایل قرن بیستم، حتی هندوها و مسلمان‌ها هر دو در این مراسم‌ها شرکت می‌کردند و به آن احترام می‌گذاشتند. نام امام حسین (ع) روی مکان‌های مختلفی حک می‌شد و مردم آنجا با احترام رفتار می‌کردند، چون معتقد بودند که مکان مقدسی است. کاروان‌های شبیه‌سازی‌شده، از جاهای مختلف می‌آمدند و در مسیرهای مشخص حرکت می‌کردند. در هر جا که توقف می‌کردند، نسخه‌ای از این شبیه‌سازی‌ها را قرار می‌دادند یا در امام‌باره‌ها به نمایش می‌گذاشتند. اما با گذشت زمان، این سبک‌های شبیه‌سازی و تعزیه‌خوانی نیز دچار تغییر و تحول شدند و آن شکوه سابق کمتر دیده می‌شد، اگرچه هنوز هم برخی از سنت‌ها با همان شور و حرارت ادامه دارند. زیور و زینت دادن، بخشی از ماهیت و ساختار امام‌باره شده بود. در بسیاری از امام‌باره‌ها، ضریح‌هایی قرار داده شده بود، و در میان آن‌ها ضریح‌هایی نیز بودند که از نقره ساخته شده بودند یا دست‌کم پوشیده از نقره بودند. این ضریح‌ها نه فقط از جنس نقره، بلکه جلوه‌گر صنایع دستی بسیار زیبا و ظریف نیز بودند.

یکی از این ضریح‌ها در دوره حکومت غازى‌الدین حیدر ساخته شد و در دوره واجد علی شاه نیز ساخت و نصب آن ادامه یافت. در برخی منابع آمده است که شاه خواب دید که به او بشارت داده شده و از طریق خواب آگاه شد که باید چنین ضریحی را بنا کند. این ضریح پس از آن خواب، با آیینی رسمی نصب شد و با شکوه و احترام فراوان، همراه با حضور بزرگان و مردم، در جایگاه خود قرار گرفت. میرزا غالب نیز دربارهٔ این ماجرا شعری گفته است که مضمون آن چنین است:

«در خواب دیدم سلطان عالم را که آمد و گفت شاه از راه الهام این کار را انجام داده است. الهامی که فقط به خواص داده می‌شود، و تعبیر آن نزد اهل بصیرت آشکار است. آنجا، یعنی محل ضریح، مکانی بود که پرده‌ای میان بنده و خدا نبود؛ آنجا همه‌چیز آشکار بود، و دیدم که این خاک، خاکی مقدس است.»

میرزا غالب سپس ادامه می‌دهد که این ضریح مبارک، توسط مجتهد بزرگ زمان تأیید شد، و این نشان از ارزش نفیس و جایگاه بالای آن داشت.

او در ادامه با زبان شعری خود چنین وصف می‌کند:

«در این مکان، داد و عدالت گسترده است و سید بزرگواری در آن مرکز فرمانروایی می‌کند. من آن شاه صاحب‌قران (غازى‌الدین حیدر) را در رؤیا دیدم که در کنار ضریح مقدس ایستاده، و این ضریح کلید بهشت و باغ جلال و عظمت است. خاک شهر لکهنو را با آن ضریح، نمادی از زیبایی جاودان دیدم.»

اما این اتفاق، صرفاً یک حادثه ساده نبود؛ بلکه مربوط به ساخت ضریح بلورین و زیبا در دوره حکومت غازی‌الدین حیدر بود. این ضریح که مانند گوهر نادری در میان خاک و زمین قرار داشت، یکی از آثار ارزشمند و هنری زمان خود بود. به هر حال، ضریح مبارک، همراه با آداب و مراسم ویژه‌ای که توسط بزرگان و فرمانروایان برگزار می‌شد، اهمیت خاصی داشت. اگرچه امام و شخصیت‌های مقدس مستقل و جداگانه زینت می‌شدند، اما این ضریح‌ها و ساختارهای ظریف، نقشی کلیدی در بیان احترام و ارادت مردم داشتند. در واقع، هنر ساخت این ضریح‌ها و آیین‌های عزاداری، نوعی زبان ویژه برای ابراز احساسات بود. در دوره‌های مختلف، شکل و ظاهر این ضریح‌ها تغییر می‌کرد و هر بار ظرافت و شکوه بیشتری پیدا می‌کرد. مثلاً در یکی از دوره‌ها، ضریحی با ارزش بالا و ظاهری بسیار زیبا در محمودآباد ساخته شد. این ضریح به گونه‌ای طراحی شده بود که قیمت و ارزش آن بسیار بالا بود و برای تزئین آن از انواع هنرهای دستی استفاده شده بود. عزاداری‌های محلی نیز به مرور زمان شکل گرفت و متنوع شدند. در شهر لکهنو، هنر ساختن تعزیه‌ها (مراسم‌های سوگواری) به سطح بسیار بالایی رسید و بهترین و زیباترین نمونه‌ها در آنجا ساخته شد. صداهای عزاداری و نوحه‌خوانی‌ها که بسیار نفیس و گرانبها بودند، همه از هنرهای ارزشمند محسوب می‌شدند و در کنار آنها، مراسم مختلفی برگزار می‌شد. از آنجا که تعداد و تنوع این مراسم و ساخت و سازهای مربوطه بسیار زیاد بود، توضیح همه جزئیات آنها دشوار است. برای نمونه، در این مجال می‌توان به برخی حرفه‌ها و شغل‌های مرتبط با تعزیه‌ها اشاره کرد، مثل شیرینی‌فروش‌ها، نوازندگان، خیاطان، سازندگان وسایل خاص مراسم و دیگر حرفه‌های مرتبط. بسیاری از جوانان و نوجوانان هم در این مراسم نقش داشتند و برخی حتی اختراعات و نوآوری‌هایی برای بهتر برگزار شدن این مراسم‌ها ارائه کردند. همچنین هنرهایی مثل نقاشی، میناکاری و سایر تزئینات در ساخت تعزیه‌ها کاربرد داشت و باعث زیبایی بیشتر مراسم می‌شدند.

از کتاب : قدیم لکهنو آخری بهار
تألیف: میرزا جعفر حسین
سلسله مطبوعات ترقی زبان اردو- دهلی نو
۱۹۸۱

jobBox

lang_1_Communication

1

lang_1_telephone 02166702042

Director@indianislamicmanuscript.com

lang_1_Social-Networks

Instagram

Telegram

Eitaa

lang_1_rights