موضوع: نفایس نسخههای خطی کتابخانه سلطنتی سابق کاخ گلستان درباره ممالک محروسه هندوستان (۲)
بررسی کتاب تاریخ سلاطین مسلم هندوستان به ترجمه اسمعیل لسانالسلطان به امر مظفرالدین شاه قاجار [قسمت دوم]
در بخش پیشین از معرفی نسخهای خطی کتابخانه سلطنتی سابق، درباره نسخه نفیسی سخن گفتیم که از زبان انگلیسی به توسط اسمعیل لسانالسلطان به فارسی برای مظفرالدین شاه ترجمه شده بود. این نسخه که شرح تاریخ سلطنت مسلمانان و نحوه ورود اسلام به سرزمین هند و شبه قاره هندوستان را شرح میدهد، حاوی اطلاعات بسیار مهمی است که شاید تا به امروز کمتر در جایی به چشم خورده باشد. به عنوان نمونه و برای آشنایی با سبک سیاق نگارش و ترجمه، بخشی از این نسخه شریف را با یکدیگر مرور خواهیم کرد. در فصل دهم ذیل عنوان در باب مملکت متحده ذکر سلطنت اکبرشاه میخوانیم:


سلطنت با دوام اکبرشاه که از سال ۱۵۵۶ میلادی الی سال ۱۶۰۵ میلادی به طول انجامید، زمان میمون و باشگون سلطنت سلسله مغلیه بود. فی الحقیقه ابتدای زمان پر رونق و باشکوه بود که منتهی شد به غزوات خون ریز اورنگ زیب. اکبر موسس حقیقی و ناظم اصلی مملکت بود. مدت بیست سال محاربات سخت نمود، تا آنکه هندوستان را به اطاعت خویش درآورد. حتی زمان وفات هم اقدامات او ناتمام ماند، ابتدا دیدند نمیشود فورا به اطاعت طفلی سیزده ساله درآمد که او را به واسطه فوت پدرش در سال ۱۵۵۶ بر سریر سلطنت دعوت کردند. قبل از آنکه او به سلطنت دهلی برسد، منازعات سخت روی داد بلاشک او در دور کردن مخاصمین خود خیلی خوش اقبال بود. پس از اضمحلال همیو [هیمو] در پانی پات دیگر با جماعت کثیر عساکر هندی در نیفتاد ولی اقدامات او در قلع و قمع یک غاصب بعد دیگری و انفطای آتش یک فتنه پس از دیگری خیلی پر زحمت و مشقت بود. با وجود یک نفر از وزرای دانشمند و تجربه کار و تلطف و مهربانی روز افزون، اکبر تا زمان وفات کمتر سالی از صدمات و لطمات جنگ آسوده بود.
در باب اصلاح امور اکبرشاه
مساوات و اتحاد اکبر با سرکردگان هنود، از سایر کارهای اکبر مشهور تر است. غزوات او مثل سایر محاربات هندی بود. صفاتی که داشت هرکس به اطاعت او در میامد. به مرحمت و ملاطفت با او رفتار می نمود و از هر محلیکه لشکرش عبور می کرد کمال اهتمام را به عمل می آورد می گذشت. مبادا به رعیت حسارت وارد بیاورند. قلمرو خود را به تدریج وسعت داد تا آنکه ممتد شد از قندهار تا خلیج بنگال که محتوی بود بر تمام هندوستان الی نار آباد. او توسعه مملکت را منوط کرده بود به کمک داوطلبانه شاهزادگان هندو و ثانیا به واسطه ی انتظام و انتساقی که در آنها دایر میکرد در سلطنت هند این فقره تازگی داشت....
احوال راجه تودارمال ... هیچ هندوئی بهتر و با نتیجه تر از راجه تودارمال نسبت به اکبرشاه خدمت نکرد. راجه مزبور زمان شباب تربیت شده شیرشاه بود و به این جهت در انتظام و انتساق مملکت و مالیات ربط کاملی داشت. مظفرخان خزانه دار اکبر شاه را در انتظام ملکی که سال ۱۵۶۶ تحصیل نمود خیلی کمک کرد. در عهد سلطنت مغلیه این اول دفعه بود که هندو به مقابلت مسلم مامور گردید. ... بعد از این ماموریت او برای انتظام مالیات گجرات مامور گردید و نهایت به واسطه رشادت و ثابت قدمی که بروز داد علم اشتهار برافراشت و محض خدماتش به درجه وزارت رسید و در سال ۱۵۸۲ وزیر خزانه شده، کتابچه دستورالعمل معروف به تومار [طومار] تودارمال را برای ضبط و ربط مالیات دایر کرد. سال ۱۵۸۹ دنیا را بدرود گفت... یکی از اصلاح امور تودارمال، این بود که تمام حساب و کتاب و دفتر را از لسان هندوئی به زبان فارسی ایرانی مبدل کرد و همچنین هم مذاهب خود را به تحصیل زبان دربار که فارسی بود مجبور و تکلیف نمود که تحصیل این زبان کنند. لهذا تحصیل زبان فارسی برای علم دفترداری لزوم پیدا کرد.... . تا چهارده سال پس از جلوس بر تخت پسرهای او تماما وفات کردند او ملتجی شد به یک زاهدی که در غار قصبه سیکری منزل داشت. زاهد به او وعده پسر کرد. اکبر شاهزاده خانم آمبر را به او سپرد تا زمان تولد پسر سیکری به واسطه آمدن مکرر سلطان شهری شد پر ثروت و پرجمعیت. عمارات متعدد در شهر مزبور بنا کردند و برای زاهد نیز یک مسجد باشکوه بنا گردید و بعد نام شهر را فتح پور نامیدند و از کثرت اقبال شاه را پسری شد که سلیم نامش نهادند و بعدها موسوم به جهانگیر گردید.
آنچنان که از همین میزان از بازنویسی نسخه موصوف پیدا است، این نسخه به زبان ساده و ترجمه تحت اللفظی قابل فهم ساخته و پرداخته شده است. این نسخه ارزشمند، امروزه در مجموعه تالار خوارزمی کتابخانه ملی ایران و در مخزن کتب خطی آن نگهداری می شود و روزگاری از مایملک کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان بوده و پس از تحویل میزان قابل توجهی از کتب خطی و چاپی این مجموعه به وزارت معارف در سال ۱۳۱۳ شمسی به این مجموعه جدید داخل گردیده است.
گزینش،استنساخ و بررسی: دکتر محمدرضا بهزادی

