موضوع: نفایس نسخههای خطی کتابخانه سلطنتی سابق کاخ گلستان درباره ممالک محروسه هندوستان (۴)
بررسی کتاب جام جم هندوستان یا سفرنامه سید علی بن سید حسین حسینی تبریزی حجازی وقار الملک منشی خاصه حضور و مترجم دربار در عصر ناصری و دوران سلطنت مظفرالدینشاه قاجار-[قسمت دوم]
در مطلب پیشین، معرفی مختصری از کتاب بسیار ارزشمند جام جم هندوستان اثر سید علی خان حجازی وقارالملک منشی حضور دربار مظفری بیان کردیم و مشخصات ظاهری و فنی این نسخه نفیس و ارزشمند مجموعه نفایس خطی کاخ گلستان را برای استفاده خوانندگان و بینندهگان عزیز را نگارش کردیم. وقار الملک در این سفرنامه که به قلمی شیوا و بیانی منشیانه و شیرین نگارش شده است، از حکایتهای مختلفی که در این سفر برای او حادث شده و در اثنای حضورش در هندوستان دیده و شنیده، سخن گفته است. آنطور که پیش از این گفته بودیم، بخشهایی از متن این کتاب درباره بندر معموره بمبئی را برای خوانندگان و بینندگان گرامی توصیف خواهم نمود.
شرح حالات و معلومات بندر معموره بمبئی که اول خاک مملکت هندوستان است،
از قراری که مورخین مینویسند، بمبئی یک جزیره کوچکی بوده که معدودی از اشخاص هندو در آن جزیره با کمال پریشانی و ذلت زندگانی کرده امر معیشت آنها منحصر بود به جزئی زراعت و ماهیگیری. تعداد نفوس آنها زیاده از هزار و پانصد خانوار نبوده. آن وقت جهازات فرانسه و انگلیس و سایر ملل فرنگستان از آنجا عبور نکرده، کشتیهای فرانسه هم بادی بود [کذا؟].
اطراف دریا، جنگلهای انبوه بی پایان بود که حیوانات وحشی در آنجا زیست میکردند. از طرف کلکته و سایر جاها و بنادرات سواحل سواحل هند، کشتیهای بادی از آنجا عبور و مرور میکردند. همین که جهازات بخاری دولت انگلیس از کارخانهجات لندن بیرون آمده دریایی شد، طالع دولت انگلیس اوجی گرفت. اول کشتی بخاری که به جزیره بمبئی ورود کرد، کشتی دولت انگلیس بود و از آنجا به سمت کلکته حرکت کرد. خلاصه اصل آبادی جزیره بمبئی که خارج از ربع مسکون و یک مشت هندوی وحشی ماهی گیر که در زیر درخت ها مسکن داشتند، به مرور ایام از همت بلند انگلیسی ها در اندک زمان امروز شهری شده است که تعداد نفوس آن به نهصد هزار جمعیت خلق با تربیت و دارای هزار قسم کارخانه جات صنایع و بدایع که برابری با لندن میکند رسیده و در خصوص آب و هوا و صفا بهتر از اغلب شهرهای قدیم هندوستان است. و هر روز و هر ساعتی بر آبادی این شهر افزوده میشود. شهر بمبئی نقطهایست که به سهولت میشود از آنجا به جمیع نقاط روی زمین رفت و تا به هر کجا که ممکن است سیاحت کرد. همیشه در دریای بمبئی چندین هزار جهازات بخاری لنگر انداخته و همه روزه تقریبا یکصد فروند جهازات بخاری از اطراف عالم ورود کرده و خروج میکنند. تجارت گاه خیلی وسیعی است که شعبه های آن به تمام عالم کشیده شده است. کارخانهجات بمبئی محتاج به صنایع لندن و سایر ممالک فرنگستان نیست زیرا که در خود بمبئی کارخانهجات چلواری و چیت سازی و آهن ریزی و کشتی سازی به همچنین آنچه در هر جای ممالک فرنگستان است در شهر بمبئی نیز ساخته شده است. به واسطه قدرت و وسعت تجارت در این شهر قبایل مختلفه روی هم ریخته اند که در کمال آزادی به هر دین و ملتی که معتقد هستند بی پرده و آشکار راه میروند. اگرچه دعوی نبوت و امامتبکند کسی را حری به آنها نیستو طرف عصر اغلب از پادریهای انگلیس [کشیش] در سر گذرها درجای بلندی ایستاده موعظه مینمایند و خلق را بدین حضرت عیسی علیه السلام دعوت میکنند و هرکس آئین آن حضرت را قبول کند جزئی مواجب و زن به آن میدهند. درجای دیگر قدری از پادری مسیحی پایین ترمولوی مسلمانان سنی ایستاده آن هم موعظه میکند و مردم را بر دین اهل اسلام میخواند و ارشاد میکند اما این مولوی پول ب کسی نمیدهد و عده حور و غلمان در بهشت میدهد با این وصف انگلیسیها آزادی داده مانع از خیالات هیچ کس در مذهب نمیشوند الا آن اشخاصی که از روی غرض بر ضد دولت سخن گوید که فتنه از آن بلند شود هرکس باشد محال است که از برای آن نجات بشود. مدت ده سال در حبس جزیرههای دور دست واقع خواهد شد.
قبایل مختلفه ای که در این شهر از همه طایفه جمعیت شان بیشتر است، مسلمانهای سنی و هندوها خیلی هستند و این سنیها چندین فرقه میباشند ولی دو سه فرقه از آنها نامی و سلسله اتفاق شان محکمتر از دیگران است... . طایفه اسمعیلی هستند که خودشان را شیعه پاک میدانند تا امام هشتم را [کذا، امام هفتم و سپس اسماعیل فرزند امام صادق] معتقد هستند. بعد از آن اسماعیل را خاتم میدانند. تعداد نفوس آنها در بمبئی و اطراف آن قریب هفتاد هزار نفرند. طایفه دیگر هستند که آنها را خوجه میگویند این طایفه مذهب مخصوصی دارند که نه شیعه هستند و نه سنی و نه هندو و نه نصرانی امت مرحوم آقاخان محلاتی میباشند و او را پیغمبر نافذالامر و محل پرستش خودشان میدانند بعد از اولاد و ولیعهد او را اولو الامر دانسته از روی اعتقاد کامل اطاعت میکنند تعداد نفوس این طایفه در بمبئی و اطراف و جوانب هندوستان و بدخشان و زنگبار و مسقط و سایر جاهای دور دست که خودشان قلمداد کردهاند تخمینا یکصد و ده هزار نفر هستند که هرساله وجه مخصوصی از برای ولیعهد مرحوم آقاخان میفرستند. اغلب از این طایفه از ولایات بعیده به بمبئی آمد، مبلغ های کلی خرج کرده اطراف خانه آقا را طواف کرده به خیال خودشان حاجی شده مراجعت میکنند و اشخاصی که از این امت در بمبئی ساکن هستند از یکساعت به صبح مانده تا طلوع آفتاب زن و مرد و اطفال آنها از خواب برخواسته غسل میکنند تبدیل لباس نموده دست همدیگر را گرفته دسته دسته از برای زیارت و عبادت راه خانه آقا را پیش میگیرند. پای برهنه به آنجا ورود کرده و به آهنگ راک هندی اطفال و زن و مرد و پیر و جوان با هم، هم آواز گشته مشغول زیرات و آستان بوسی آقا میشوند و آن زمین را از زمین خانه خدا مقدس تر میدانند تا طلوع آفتاب مشغول طواف هستند. آستانه و صحن خانه آن مرحوم هر روز صبح محل سجدهگاه بیست هزار خلایق است. کلید دوزخ و بهشت را در دست یکی از کمترین خدام او تصور کرده اند... .
تعداد تجار ایرانی که در بمبئی و مشغول تجارت هستند، با اجزای خانواده آن مرحوم مغفورزیاده از سیصد نفر نیستند. مرحوم حاجی محمد حسین تاجر شیرازی که یکی از تجار معتبر ایران بود، مسجدی به جهت ایرانیها در بمبئی ساخته است. اگرچه صحن مسجد و شبستان آن چندان وسعت ندارد ولی میتوانگفت در اغلب شهرهای ایران بلکه در تمام هندوستان مسجدی به آن صفا و آراستگی در آن موضع که ساخته شده است کمتر دیده شده و گلدسته های آن را مطلا کرده است... .
در ایام محرم ایرانیها به واسطه عزاداری و سوگواری حضرت خامس آل عبا سیدالشهداء علیه السلام سه تکیه دارند. یکی امام باره شوشتری ها مشهور است و یکی هم امام باره حاجی محمد هاشم نمازی و تکیه حسینیه مرحوم آقاخان. در این ده روز یک مشت اهل تشیع ایرانی در میان سیصد هزار جماعت سنت مغول تعزیه داری و روضه خوانی حضرت سیدالشهداء علیه السلام میشوند... .
در انتهای این نسخه ارزشمند به خط سید علی حجازی تقدیم این اثر به حضور ناصرالدین شاه نگارش شده و آمده است:
این تحفه ی بی مقدار از این غلام جان نثار سید علی حجازی است که به خاکپای فلک فرسای بندگان اعلیحضرت قدر قدرت خسروی صاحبقران شاهنشاه اسلامیان پناه روحی و ارواح العالمین فداه معروض داشته، خدای جهان خالق زمین و آسمان سایه عاطفت این جهان بتم را بر مفارق جهانیان پاینده دارد. شهر ربیع الاولی سنه ۱۳۱۰.
بررسی و نگارش و پژوهش: دکتر محمدرضا بهزادی
